تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
( 1 ) با اسلام آوردن خود بر من منت منهيد . . . . » [ 1 ] . گروهى از بنى زيّنة كه همان بنى مالك بن مالك بن ثعلبة بن دودان بن اسدند ، نيز همراه ايشان بودند و پيامبر ( ص ) به ايشان فرمود شما بنى رشدة - فرزندان رهنمون‌شدگان - هستيد و ايشان گفتند اميدواريم مانند بنى محوّله نباشيم و مقصودشان بنى عبد الله بن غطفان بود . هشام بن محمد از قول ابو سفيان نخعى ، از قول مردى ، از خاندان بنى مالك بن مالك كه از قبيلهء بنى اسدند ، نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) به نقادة بن عبد الله بن خلف بن عميرة بن مرىّ بن سعد بن مالك اسدى فرمود : اى نقاده براى من ماده شتر پر شيرى كه براى سوارى هم راهوار باشد پيدا كن به شرطى كه از كره‌اش جدايش نسازى . نقاده ميان شتران خود چنان شترى نيافت ولى پيش پسر عموى خود كه نامش سنان بن ظفير بود پيدا كرد و آن را فراهم كرد و به حضور پيامبر ( ص ) آورد . رسول خدا به پستان حيوان دست كشيد و نقاده را احضار فرمود تا آن را بدوشد . نقاده ماده شتر را دوشيد و هنوز مقدارى شير در پستان حيوان باقى بود كه پيامبر فرمود : بس است بقيه را بگذار . آن گاه رسول خدا ( ص ) خود و اصحابش از شير آن ناقه نوشيدند و نقاده باقى مانده شيرى را كه پيامبر نوشيده بود نوشيد . پيامبر فرمود : خدايا به اين ناقه و به كسى كه آن را بخشيده است بركت بده . نقاده مىگويد : گفتم اى رسول خدا آيا دربارهء كسى كه آن را آورده است دعا نمىفرماييد ؟ و پيامبر فرمود : و به آن كس كه آورده است ، بركت عنايت فرماى .

نمايندگان تميم

محمد بن عمر واقدى از قول محمد بن عبد الله ، از زهرى و عبد الله بن يزيد ، از سعيد بن عمرو نقل مىكردند * پيامبر ( ص ) ، بشر بن سفيان يا نحّام عدوىّ را براى جمع كردن زكات بنى كعب كه از قبيلهء خزاعة بودند گسيل فرمود ، و او آن جا رفت . در آن هنگام بنى عمرو بن جندب بن عنبر بن عمرو بن تميم هم آن جا آمده بودند ، چون بنى خزاعه دامهاى خود را براى پرداخت زكات جمع كردند ، بنى تميمىها مانع شدند و دست به كمانهاى خود بردند و
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيهء 17 ، سورهء چهل و نهم - حجرات . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 280 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد