( 1 ) وسيلهء من براى قوم من نامهيى بنويسيد و پيامبر ( ص ) به معاويه فرمود چنين بنويس :
براى بزرگان عياهله ، بر ايشان است كه نماز بگزارند و زكات بپردازند در نخستين نصاب شتر يا دامهاى ديگر بايد يك گوسپند پرداخت شود و آنچه ميان دو نصاب است از صاحب آن است ، نبايد دامها را با يك ديگر مخلوط كرد و نبايد آنها را پنهان نگه داشت ، ازدواج خواهر در مقابل اينكه خواهر بدهند صحيح نيست - كسى خواهرش را به همسرى مردى در آورد مشروط بر اينكه او خواهرش را به او بدهد - و جمع كنندگان زكات نبايد پرداخت كنندگان زكات را از محل خود به جاى ديگر احضار كنند ، پرداخت كنندگان زكات هم حق ندارند مال خود را در جمع با مال ديگرى محاسبه كنند - يعنى مثلا اگر كسى هفت شتر دارد بگويد برادرم دو شتر دارد جمع شتران ما نه شتر مىشود و هيچ كدام پنج شتر نداريم كه زكات بپردازيم - و بر آنهاست كه لشكرهاى مسلمانان را يارى دهند ، و بر مقدار ده خروار زكات واجب است ، و هر آن كس كه زكات بپردازد مال و ثروتش بيشتر و افزون خواهد شد . وائل به رسول خدا گفت در مورد سرزمينهايى كه در تصرف من بوده است چيزى بنويس و بزرگان حمير و حضر موت هم در اين باره گواهى دارند و رسول خدا فرمود تا براى او چنين نوشته شود : [ 1 ] اين فرمان است از محمد نبى ( ص ) براى وائل بن حجر سالار حضرموت ، اگر مسلمان شوى و تا هنگامى كه مسلمان باشى سرزمينها و حصارهايى كه در تصرف تو است همچنان در اختيار تو خواهد بود و بايد يك دهم از محصول خود را به تقويم ارزيابى دو نفر عادل بپردازى و مقرر مىداريم كه بر تو تا اين دين برپاست ستمى نشود و پيامبر و مؤمنان تو را يارى دهند .
گويند ، اشعث و اشخاص ديگرى از قبيلهء كندة با وائل بن حجر در مورد زمينهاى حضرموت نزاع كردند ، حتى در محضر رسول خدا مدعى آن شدند و در آن هنگام پيامبر ( ص ) نامهء فوق را براى وائل بن حجر صادر فرمود .
گويند ، رسول خدا ( ص ) براى اهل نجران اين فرمان را صادر فرمود :
اين فرمانى است از محمد ( ص ) رسول خدا براى اهل نجران ، كه بر عهدهء ايشان است كه در مقابل تمام محصول كشاورزى و طلا و نقره و بردگان و مزارع سر سبز خود فقط دو
هامش
[ 1 ] . براى شرح و اطلاع بيشتر ، رك : مكاتب الرسول ، ج 1 ، ص 3 - 401 . - م .