( 1 ) هزار حلّه كه قيمت هر يك معادل چهل درم باشد بپردازند . هزار حله در ماه رجب و هزار حله در ماه صفر ، اگر ارزش حلهها كمتر يا بيشتر از چهل درم باشد ، محاسبه خواهد شد و اگر ضمن سال اسب يا زره يا كالاى ديگرى از ايشان گرفته شود ، حساب خواهد شد ، مدت توقف و اقامت فرستادگان من در نجران بيست روز يا كمتر خواهد بود و نبايد ايشان را بيش از يك ماه معطل كنند و در صورتى كه در يمن جنگى پيش آيد بر عهدهء ايشان است كه سى زره و سى اسب و سى شتر به عاريه بدهند و آنچه فرستادگان من در اين مورد عاريه بگيرند ، ضمانت شده است و بايد آن را به اهالى نجران برگردانند و اگر از ميان برود بايد بهاى آن را بپردازند ، و براى مردم نجران و ساكنان اطراف آن امان خواهد بود و ايشان جانشان و آيين و سرزمين و اموالشان و صومعهها و سنتهاى دينى و حاضر و غائب ايشان همگى در پناه خدا و رسول خدايند ، هيچ اسقف و كشيش و راهبى از مقام خود عزل نمىشود و هر چه در دست ايشان است از كم و بيش از آن خودشان است ، هيچ يك از خونهاى جاهليت و هيچ ربايى اعتبار ندارد و هر كس از ايشان حقى بخواهد بر عهدهء ايشان است كه با دادگرى حل كنند ، نبايد بر كسى ستم كنند و نبايد بر ايشان ستم شود ، و هر كس از ايشان ربا بخورد پيمان من از او برداشته شده است و نبايد هيچ يك از ايشان به گناه ديگرى گرفته شود ، و تا هنگامى كه نكوكار و خيرانديش باشند ، اين عهد نامه به قوت خود باقى است و در پناه خدا و رسول خدا قرار خواهند داشت و بر آنان ستمى نخواهد شد تا آنكه خداى فرمان خود را در اين مورد بياورد . ابو سفيان بن حرب و غيلان بن عمرو و مالك بن عوف نصرى و اقرع بن حابس و مستورد بن عمرو كه از قبيلهء بلّى است و مغيرة بن شعبه و عامر خدمتگزار ابو بكر گواهند . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از قول پير مردى ، از اهل دومة نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) براى اكيدر نامهيى نوشته است ، واقدى مىگويد نامه را پيش من آورد و من براى خود نسخهيى از آن برداشتم و چنين بود :
اين نامهيى از محمد ( ص ) رسول خداست براى اكيدر ، اكنون كه اسلام آورده و بتها را كنار گذاشته و همراه خالد بن وليد شمشير خدا [ 2 ] در دومة الجندل و اطراف آن در قلع و قمع شرك يارى كرده است سرزمينهاى اطراف كه داراى آب است و سرزمينهاى باير و ناشناخته و اسلحه و اسب و حصارها و نخلستانهاى شما و آبهاى روان و گوارا از خود
هامش
[ 1 ] . اين نامه در منابع ديگر هم آمده است ، رك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 22 - 318 . - م .
[ 2 ] . لقب سيف اللّه ( شمشير خدا ) ، ظاهرا در دورهء خلافت ابو بكر و عمر به خالد داده شده است . - م .