تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
( 1 ) مىخواند : همچنان كه ورد را امان دادى از گناه من درگذر اكنون كه به حضورت آمده‌ام گناهكارتر از ورد نيستم . [ 1 ] على بن محمد از حماد بن سلمه ، از حجاج بن ارطاة ، از ابو اسحق همدانى نقل مىكرد * نامه‌يى از پيامبر ( ص ) براى عرنى رسيد و او آن را به سطل خود دوخت . [ 2 ] دخترش به او گفت : مصيبت درهم كوبنده‌يى به تو خواهد رسيد ، نامهء سالار و سرور عرب براى تو مىرسد و تو آن را به سطل خود مىدوزى ؟ اتفاقا لشكرى از مسلمانان بر او گذشتند و همه چيز او را حلال دانستند و غارت كردند . او مسلمان شد و نزد رسول خدا آمد و اين خبر را گفت . پيامبر ( ص ) فرمود : به آنچه از مال خودت پيش از آنكه مسلمانان آن را تقسيم كنند دست‌يابى از آن خودت باشد كه به آن سزاورترى . على بن محمد از عمرو بن عبد الرحمن زهرى ، از زامل بن عمرو جذامى نقل مىكرد * فروة بن عمرو جذامى از طرف روميان فرماندار عمان يا معان بود كه از شهرهاى بلقاست . [ 3 ] ، مسلمان شد و خبر اسلام خود را براى رسول خدا نوشت و همراه مردى از خويشاوندان خود به نام مسعود بن سعد فرستاد و اسبى و استرى سپيد و خرى و جامه‌هاى لطيف و قبايى زردوزى شده هم به عنوان هديه تقديم داشت . رسول خدا ( ص ) براى او چنين مرقوم فرمود : از محمد ( ص ) رسول خدا به فروة بن عمرو ، فرستاده‌ات پيش ما آمد و پيام تو را و اخبار منطقهء شما و اسلام تو را گزارش داد و مژده داد كه خداى تو را به هدايت خويش رهنمايى فرموده است و منوط به آن است كه نيكوكار و فرمانبردار خدا و رسولش باشى و نماز را بر پا دارى و زكات را بپردازى . و به بلال دستور فرمود تا به مسعود بن سعد فرستادهء او دوازده و نيم وقيه نقره پاداش دهد . گويد ، خبر مسلمانى فروة به اطلاع پادشاه روم رسيد ، او را فراخواند و به او گفت : از
هامش
[ 1 ] .اقلنى كما امّنت وردا و لم اكن * بأسوأ ذنبا اذ اتيتك من ورد[ 2 ] . نامه‌ها معمولا بر روى پوست دباغى شده نوشته مىشده است و براى تحقير آن را به سطلهاى پوستى وصله مىزده‌اند . - م . [ 3 ] . عمان بزرگترين شهر كشور اردن و پايتخت آن است ، شهر معان هم امروز از شهرهاى اردن است . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 267 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد