( 1 ) كاسه را پيش ما نهاد ، فرمود : سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست در خانوادهء محمد خوراكى ديگر غير از آنچه مىبينيد نيست . گويد ، به ابو هريره گفتيم هنگامى كه همگى سير شديد و از غذا خوردن دست كشيديد چه اندازه باقى ماند ؟ گفت : به همان اندازه كه آن را گذاشته بود و فقط نشانهء انگشتان روى آن باقى بود .
واقدى از كثير بن زيد ، از وليد بن رباح ، از ابو هريره نقل مىكند كه مىگفته است * من هم در روزگار پيامبر ( ص ) از اصحاب صفه بودم ، و گاهى از گرسنگى در فاصلهء ميان خانهء عايشه و ام سلمه بيهوش مىشدم .
واقدى از موسى بن عبيدة ، از نعيم بن عبد الله مجمّر ، از پدرش ، از ابو ذر نقل مىكند كه مىگفته است * من هم از اهل صفه بودم .
واقدى از شيبان پدر معاوية بن شيبان ، از يحيى بن ابو كثير ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از يعيش بن قيس بن طهفة غفارى ، از قول پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * من هم از اصحاب صفه بودم . [ 1 ]
خبر جايگاهى كه پيامبر ( ص ) بر جنازهها نماز ميت مىگزارد
محمد بن عمر واقدى از فليح بن سليمان ، از سعيد بن عبيد بن سبّاق ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است * در آغاز ورود پيامبر ( ص ) به مدينه هر گاه كسى از ما به حالت مرگ و احتضار مىافتاد ، پيش پيامبر ( ص ) مىرفتيم و خبر مىداديم و رسول ( ص ) مىآمد و براى او طلب آمرزش مىفرمود و چون آن شخص مىمرد ، پيامبر ( ص ) با همراهان خود مراجعت مىكرد و گاه تا هنگام دفن توقف مىفرمود و اين كارگاهى به طول مىانجاميد و آن حضرت را از كار باز مىداشت و چون ترسيديم اين كار براى پيامبر ( ص ) همراه با مشقت باشد ، يكى از ما گفت مناسب است پيش از مرگ كسى ، پيامبر ( ص ) را آگاه نسازيم و پس از مرگ اشخاص ، ايشان را آگاه سازيم كه براى ايشان مشقتى نباشد و معطل نگردند و از آن پس چنان رفتار مىكرديم و پس از مرگ خبر مىداديم و مىآمد و بر ميت نماز مىگزارد و استغفار مىفرمود . گاه پس از انجام اين كار برمىگشت و گاهى تا هنگامى كه
هامش
[ 1 ] . طهفة بن قيس كه نامش به صورت طخفة هم ضبط شده از قبيلهء غفار و از اصحاب صفه است ، رك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 3 ، ص 67 . - م .