( 1 ) سختگيرى خود افزودند و كار را بر اصحاب رسول خدا تنگ گرفتند و آنان را بيش از آنچه قبلا آزار و دشنام مىدادند ، آزار دادند ، ياران پيامبر ( ص ) از اين موضوع به آن حضرت شكايت كردند و اجازهء هجرت خواستند . فرمود من محل هجرت شما را در خواب ديدهام كه زمينى شورهزار و داراى نخلستان و ميان دو منطقهء سنگلاخ قرار دارد و اگر منطقهء سراة [ 1 ] داراى درختان خرما و شورهگز بود مىگفتم لا بد همان جاست .
چند روزى گذشت و پيامبر ( ص ) شادمان پيش ياران خود آمد و فرمود : به من خبر داده شده كه محل هجرت شما يثرب [ 2 ] است هر كس مىخواهد هجرت كند ، آن جا برود .
مسلمانان شروع به آماده كردن خود براى هجرت شدند و موافقت كردند و پوشيده به يثرب مىرفتند ، نخستين كس از اصحاب رسول خدا كه به مدينه رسيد ، ابو سلمة بن عبد الاسد بود و پس از او عامر بن ربيعة همراه همسر خود ليلى دختر ابو حثمة ، و اين بانو نخستين زنى است كه به مدينه هجرت كرد . سپس بقيهء ياران رسول خدا به تدريج گروه گروه به مدينه هجرت كردند و در خانههاى انصار فرود مىآمدند و انصار آنان را پناه دادند و يارى كردند و با ايشان مواسات كردند ، سالم آزاد كردهء ابو حذيفه پيش از آمدن رسول خدا به قبا عهدهدار امامت نماز مهاجران بود .
چون مسلمانان به مدينه هجرت مىكردند ، قريش بر ايشان سخت خشمگين شدند و ستيزهجويى مىكردند و خصوصا از هجرت جوانان سخت خشمگين بودند .
تنى چند از انصار كه با پيامبر ( ص ) در عقبهء دوم بيعت كرده و به مدينه بازگشته بودند ، پس از اينكه اولين دسته از مهاجران به قباء رسيدند ، به مكه آمدند تا اصحاب رسول خدا را در هجرت همراهى كنند و آنها در واقع هم از انصارند و هم از مهاجران و عبارتند از ذكوان بن عبد قيس ، عقبة بن وهب بن كلدة ، عباس بن عبادة بن نضلة ، زياد بن لبيد ، و مسلمانان همگى به مدينه هجرت كردند و در مكه كسى جز پيامبر ( ص ) و على ( ع ) و ابو بكر باقى نماند مگر كسانى كه از دين برگشته بودند يا زندانى و بيمار يا ناتوان از هجرت بودند .
هامش
[ 1 ] . سراه ، منطقهيى ميان تهامه و نجد كه كوهستانى است ، رك : معجم البلدان ، ج 5 ، ص 59 . - م .
[ 2 ] . نام قديمى مدينه است كه پس از هجرت رسول خدا ، به صورت مدينه النبى به كار مىرفته و اندك اندك به صورت مدينه باقى مانده است . - م .