تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
( 1 ) رسول خدا و مبانى دعوت آن حضرت را براى او گفت ، ابو الهيثم گفت : من همراه تو گواهى مىدهم كه او رسول خداست و مسلمان شد . و گفته مىشود كه رافع بن مالك زرقيّ و معاذ بن عفراء براى انجام عمره به مكه آمدند و موضوع دعوت رسول خدا به آنها گفته شد و آن دو پيش رسول آمدند و آن حضرت اسلام را بر ايشان عرضه داشت و مسلمان شدند و آن دو نفر نخستين كسانى از انصارند كه مسلمان شدند و به مدينه برگشتند و نخستين مسجد مدينه كه در آن قرآن خوانده شد ، مسجد بنى زريق بود . و گفته شده است كه رسول خدا ( ص ) از مكه بيرون آمد و در منى با هشت نفر از اهل مدينه برخورد كه از قبيلهء بنى نجار ، معاذ بن عفراء و اسعد بن زراره و از بنى زريق رافع بن مالك و ذكوان بن قيس و از بنى سالم عبادة بن صامت و ابو عبد الرحمن يزيد بن ثعلبة و از بنى عبد الاشهل ابو الهيثم بن تيّهان كه اصلا از قبيلهء بلىّ و همپيمان ايشان بود و از بنى عمرو بن عوف عويم بن ساعدة بودند و پيامبر ( ص ) اسلام را بر ايشان عرضه فرمود و همگى مسلمان شدند . پيامبر ( ص ) به آنها فرمود : از من حمايت و پشتيبانى كنيد تا بتوانم رسالت پروردگارم را تبليغ كنم . گفتند : اى رسول خدا ما در راه خدا و رسول كوشش خواهيم كرد ، ولى مىدانى كه ما در مدينه با يك ديگر دشمن و در حال ستيزيم ، جنگ بعاث هم از جنگهايى است كه در آن يك ديگر را كشته‌ايم اگر ما در اين حال باشيم و شما بيايى امكان اينكه همگان در يارى شما هماهنگ باشيم نيست ، اجازه فرماى تا ما پيش عشاير خود برگرديم شايد خداوند ميان ما را اصلاح كند و موعد ما و شما سال آينده در مراسم حج . و گفته شده است كه پيامبر ( ص ) در همان موسم حج شش نفر از انصار را ديد و كنار ايشان ايستاد و فرمود : آيا شما همپيمانان يهوديان هستيد ؟ گفتند : آرى . آنان را به سوى خدا دعوت و اسلام را بر آنان عرضه فرمود ، و قرآن بر ايشان تلاوت كرد و همگى مسلمان شدند . آن شش نفر عبارتند از اسعد بن زراره و عوف بن حارث بن عفراء از قبيلهء بنى نجار ، رافع بن مالك از بنى زريق ، قطبة بن عامر بن حديده از بنى سلمة ، عقبة بن عامر بن نابئ از بنى حرام بن كعب و جابر بن عبد الله بن رئاب از بنى عبيد بن عدى بن سلمه . پيش از ايشان هيچ كس از انصار مسلمان نبوده است ، واقدى مىگويد : اين صحيح‌ترين مطلبى است كه ما شنيده‌ايم و در اين مورد اجماع است و اختلافى نيست . محمد بن عمر واقدى از قول زكرياء بن زيد ، از پدرش نقل مىكند * ابو الهيثم بن