تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
( 1 )

فرا خواندن پيامبر ( ص ) قبايل عرب را به اسلام در موسم حج

محمد بن عمر واقدى از ايوب بن نعمان ، از پدرش ، از عبد الله بن كعب بن مالك و همچنين محمد بن عبد الله از زهرى و محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتاده و از يزيد بن رومان و جز ايشان ديگران هم برايم نقل كردند * پيامبر ( ص ) سه سال اول نبوت خود در مكه پوشيده مردم را به اسلام دعوت مىفرمود و سپس در سال چهارم آشكارا شروع به دعوت فرمود و ده سال در مكه اين كار را انجام داد ، و هر سال به هنگام حج به سراغ حاجيان مىرفت و در بازار عكاظ و ذا المجاز و مجنّة آنها را دعوت مىفرمود كه از آن حضرت دفاع كنند و او را در پناه خود بگيرند تا بتواند رسالت الهى را تبليغ كند و در عوض بهشت براى ايشان باشد و هيچ كس را نيافت كه به دعوتش پاسخ مثبت بدهد و آن حضرت را يارى كند . حتى پيامبر ( ص ) به سراغ يك يك افراد قبايل مىرفت و مىفرمود : اى مردم لا إله الا الله بگوييد تا رستگار شويد و در پناه آن بر عرب حكومت كنيد و غير عرب هم براى شما خوار و زبون شوند و چون ايمان آوريد پادشاهان بهشت هم خواهيد بود . در همين حال ابو لهب پشت سر رسول خدا حركت مىكرد و مىگفت : از او اطاعت نكنيد كه از دين برگشته است و دروغ مىگويد ، و آنها هم با زشت‌ترين كلمات پاسخ پيامبر را مىدادند و او را مىآزردند و مىگفتند خاندان و عشيره‌ات تو را بهتر مىشناسند كه هيچ كس از ايشان از تو پيروى نكرده است و آنها با پيامبر بحث و جدال مىكردند و آن حضرت ايشان را به سوى خدا دعوت مىفرمود و عرض مىكرد پروردگارا اگر تو بخواهى آنان چنين نخواهند بود . از جمله قبايلى كه پيامبر ( ص ) براى دعوت پيش آنها رفت و كوشيد كه خود را در پناه ايشان قرار دهد ، عبارت بودند از : بنو عامر بن صعصعة ، محارب بن خصفة ، فزارة ، غسّان ، مرّة ، حنيفه ، سليم ، عبس ، بنو نضر ، بنو بكّاء ، كندة ، كلب ، حارث بن كعب ، عذرة ، حضارمة ، و هيچ كس از اين قبايل دعوت آن حضرت را نپذيرفت .

خبر دعوت رسول خدا از اوس و خزرج

محمد بن عمر واقدى از نافع بن كثير ، از عبد الرحمن بن قاسم بن محمد ، از پدرش ، از عايشه