تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
( 1 ) و همچنين از اسحاق بن ابراهيم بن ابى منصور ، از ابراهيم بن يحيى بن زيد بن ثابت ، از ام سعد دختر سعد بن ربيع و نيز از داود بن عبد الرحمن بن عطار ، از عبد الله بن عثمان بن خثيم از ابو الزبير ، از جابر و از هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم ، از پدرش ، از عمر بن خطاب ، همچنين اسامة بن زيد بن اسلم از نافع پدر محمد ، از قول ابو هريره و همچنين عبيد بن يحيى از معاذ بن رفاعة بن رافع ، از قول پدرش ، از جدش ، و محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتاده ، از محمود بن لبيد همگى نقل مىكردند * رسول خدا ( ص ) در مدت اقامت در مكه ، همه سال در موسم حج و مواقع ديگر قبايل عرب را به سوى خدا فرا مىخواند و در عكاظ و مجنّه و منى از مردم مىخواست او را در پناه خود بگيرند تا بتواند رسالت الهى خود را تبليغ كند و در عوض بهشت براى آنها باشد و نه تنها هيچ قبيله‌يى نمىپذيرفت بلكه رسول خدا آزار مىديد و دشنام مىشنيد ، تا اينكه خداوند متعال اراده فرمود دين خود و پيامبر خويش را يارى دهد و وعده‌يى را كه به پيامبر داده است بر آورده فرمايد و آن حضرت را به سوى افراد اين دو قبيلهء انصار كشاند كه خداوند بر ايشان كرامت بخشيد . پيامبر ( ص ) پيش تنى چند از ايشان رسيد كه مشغول تراشيدن سر خود بودند ، كنارشان نشست و براى آنها قرآن خواند و آنها دعوت خدا و رسول خدا را پذيرفتند و با سرعت ايمان آوردند و آن حضرت را تصديق كردند و پناه دادند و يارى كردند و مواسات نمودند ، و به خدا قسم كه از همهء مردم زبان‌آورتر و داراى شمشير برنده‌تر بودند . در مورد اينكه نخستين كسى كه از انصار مسلمان شده ، چه كسى بوده است ، اختلاف است ، برخى شخص معينى را ذكر كرده‌اند و برخى دو نفر را گفته‌اند و برخى هم گفته‌اند شش نفر با هم مسلمان شدند و برخى هم گفته‌اند هشت نفر با هم مسلمان شدند و ما همهء اين موارد را نوشته‌ايم - مقصود ، واقدى است كه در آثار خودش نوشته است . بعضى مىگويند ، نخستين كسى كه از انصار مسلمان شد ، اسعد بن زرارة و ذكوان بن قيس بودند كه به مكه آمدند و پيش عتبة بن ربيعه رفتند و او به آن دو گفت اين كسى كه مردم را دعوت مىكند و نماز مىگزارد ما را از همهء كارها واداشته است . گويد ، اسعد بن زرارة و ابو الهيثم بن تيّهان در مدينه سخن از يكتاپرستى مىگفتند ، ذكوان بن عبد قيس پس از شنيدن سخن عتبه به اسعد بن زراره گفت : مواظب باش كه اين بايد همان دينى باشد كه تو دارى . و هر دو برخاستند و پيش پيامبر ( ص ) رفتند و رسول خدا اسلام را بر ايشان عرضه داشت و هر دو مسلمان شدند و به مدينه برگشتند . اسعد به ديدار ابو الهيثم رفت و به او خبر داد كه مسلمان شده است و گفتار