تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
( 1 ) زن هم بودند . اسعد بن زراره مىگويد : در آن شب اول كسى كه سخن گفت عباس بن عبد المطلب بود . عباس چنين اظهار داشت : اى گروه خزرجيان شما پيامبر ( ص ) را دعوت كرده‌ايد كه به سوى شما بيايد ، بدانيد كه محمد ( ص ) ميان عشيرهء خود از گرامىترين مردم است هر كس كه به او اعتقاد و ايمان دارد روى عقيده از او دفاع مىكند و هر كس از ما كه به او اعتقاد ندارد براى حفظ شرف و حرمت خانوادگى از او دفاع مىكند و محمد ( ص ) از قبول دعوت ديگران غير از شما خوددارى فرموده است ، اكنون بنگريد و درست فكر كنيد اگر واقعا نيروى اين كار و چالاكى و آشنايى به فنون جنگ را داريد ، اقدام كنيد ، و بدانيد كه ممكن است تمام اعراب با شما جنگ كنند و به هر حال هم اكنون درست بينديشيد و هماهنگ شويد و پراكنده‌گويى نكنيد و هر پيشنهادى مىدهيد مورد توافق همهء شما باشد و بدانيد بهترين گفتار راست‌ترين آن است . براء بن معرور گفت : ما سخنان تو را شنيديم و به خدا قسم اگر چيزى جز اين در دل داشتيم ، مىگفتيم ، ما مىخواهيم راستى و وفادارى كنيم و جان خود را در راه رسول خدا مىافشانيم . گويد ، در اين هنگام رسول خدا ( ص ) براى ايشان قرآن تلاوت فرمود و آنها را به سوى خدا دعوت كرد و براى ورود به اسلام آنها را تشويق كرد و يادآورى فرمود كه براى چه منظور و مقصودى جمع شده‌اند . براء بن معرور در پاسخ پيامبر ( ص ) ايمان و تصديق انصار را بيان كرد و گفت : اى رسول خدا با ما بيعت كنيد كه ما اهل سلاح و جنگيم و اين موضوع را از دير باز ارث برده‌ايم ، و هم گفته‌اند نخستين كسى كه صحبت كرد ابو الهيثم بن التّيهان بود كه دعوت رسول خدا ( ص ) را پذيرفت و آن حضرت را تصديق كرد و همگان گفتند ما اين بيعت را در حد بذل مال و از ميان رفتن ثروت و كشتن و كشته شدن اشراف مىپذيريم و هياهو كردند . عباس در حالى كه دست پيامبر ( ص ) را گرفته بود گفت : آرام باشيد و هياهو نكنيد كه بر ما جاسوسانى گماشته‌اند و بزرگترها و سالخوردگان خود را بفرستيد و آنان پيامها را رد و بدل كنند كه ما از قوم خود شما بر شما مىترسيم و پس از اينكه بيعت كرديد به جاى خود پراكنده شويد . براء بن معرور هم سخنانى گفت و عباس بن عبد المطلب پاسخ داد ، سپس براء گفت : اى رسول خدا دست پيش آور و نخستين كس كه