( 1 ) آنكه مأمور به دعوت آشكارا شد .
هوذة بن خليفة از عوف از محمد * در تفسير اين آيه كه مىفرمايد :
چه كسى نيكو سخنتر از آن كسى است كه به سوى خدا فرا مىخواند و خود عمل نيكو انجام مىدهد و مىگويد من از مسلمانانم ، مىگفته است ، مقصود شخص رسول خدا ( ص ) است . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از معمر بن راشد ، از زهرى نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) پنهان و آشكارا مردم را به اسلام دعوت مىفرمود و گروهى از جوانان و مردم ناتوان دعوت خدا را پذيرفتند ، به طورى كه شمار اشخاصى كه به او ايمان آورده بودند زياد شدند و كافران قريش هم از آنچه پيامبر مىفرمود چندان ناراحت نمىشدند . فقط هر گاه پيامبر ( ص ) از كنار انجمنهاى آنها عبور مىفرمود اشاره مىكردند كه اين پسر بچهء خاندان عبد المطلب مدعى است كه از آسمان با او صحبت مىشود ، همچنين بود تا آنكه خداوند متعال الهههاى آنان را كه غير از خدا مىپرستيدند ، مورد سرزنش قرار داد و ياد آور شد كه پدران ايشان كه در حالت كفر مردهاند ، بدبخت و نابود شدهاند . در اين هنگام آنان نسبت به رسول خدا ستيزهگرى و دشمنى را آغاز كردند .
محمد بن عمر واقدى از ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبة ، از داود بن حصين ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند * چون اين آيه نازل شد كه « خويشاوندان نزديك خود را بيم بده » [ 2 ] ، پيامبر ( ص ) بر كوه صفا رفت و بانگ برداشت كه اى گروه قريش ، قريش گفتند ، اين محمد ( ص ) است كه از فراز صفا فرياد مىزند و ما را مىخواند ، جمع شدند و آنجا رفتند و گفتند : چه شده است ؟ فرمود : اگر من به شما بگويم كه در پشت اين كوه گروهى سوار آهنگ شما را دارند آيا مرا تصديق مىكنيد ؟ گفتند : آرى كه تو در نظر ما متهم به دروغگويى نيستى و هرگز از تو دروغى نشنيدهايم . فرمود : من شما را از عذاب سخت و شديد مىترسانم ، اى فرزندان عبد المطلب ، اى فرزندان عبد مناف ، اى فرزندان زهره ، و به اين ترتيب همهء خاندانهاى قريش را نام برد و فرمود : خداوند به من فرمان داده است كه خويشاوندان نزديك خود را بيم دهم و من نمىتوانم هيچ گونه سود اين جهان و آن جهانى
هامش
[ 1 ] . آيهء 31 ، سورهء چهل و يكم - فصلت - ، رك : تفسير تبيان ، ص 123 . - م .
[ 2 ] . آيهء 214 ، سورهء بيست و ششم - الشعراء - ، رك : زمخشرى ، تفسير كشاف ، ج 3 ، انتشارات آفتاب ، تهران ، ص 131 . - م .