تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
( 1 ) محمد بن مصعب قرقسانى [ 1 ] از ابو بكر بن عبد اللّه بن ابو مريم نقل مىكند * پيامبر ( ص ) مىفرمود : به من گفته شد اى محمد ( ص ) چشم تو مىخوابد ولى گوشت شنوا و دلت بيدار خواهد بود و چشم من مىخوابد ولى قلبم بيدار و گوشم شنواست .

سختى حالت نزول وحى بر رسول خدا ( ص )

عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از قتاده و حميد ، از حسن ، از حطان بن عبد الله رقاشى ، از عبادة بن صامت نقل مىكند * چون حالت وحى بر پيامبر ( ص ) دست مىداد غمگين به نظر مىرسيد و چهره‌اش افسرده مىشد . عبيد الله بن موسى عبسى از اسرائيل ، از جابر ، از عكرمة نقل مىكند * چون بر پيامبر ( ص ) وحى مىشد ساعتى سست و چون افراد خواب آلود بود . محمد بن عمر اسلمى واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از صالح بن محمد ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از ابو اروى دوسى [ 2 ] نقل مىكند كه مىگفته است * شاهد بودم كه بر پيامبر ( ص ) وحى نازل شد در حالى كه سوار بر ناقه‌اش بود و در آن حال بر ناقه چنان فشارى مىآمد كه بانگ برداشته بود و چنان دستهايش را به هم مىپيچيد كه تصور كردم ساقهايش خواهد شكست ، گاه زانو مىزد و گاه بر مىخاست در حالى كه دستهاى خود را محكم به زمين مىفشرد تا هنگامى كه سنگينى وحى از رسول خدا مرتفع شد و از چهرهء پيامبر ( ص ) هم عرق مثل دانه‌هاى مرواريد مىريخت . حجين بن مثنّى از عبد العزيز بن عبد الله بن ابو سلمه ، از قول عمويش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مىفرموده است : وحى بر دو گونه به من نازل مىشود ، گاه جبرئيل مىآيد و آن را به من مىگويد ، همانطور كه كسى چيزى به ديگرى القاء مىكند و مىگويد و مىرود و اين حالتى است كه مشاهده مىشود ، گاهى آوايى چون آواى زنگ مىشنوم و وحى به قلب من الهام مىشود كه اثر مشهودى براى ديگران ندارد .
هامش
[ 1 ] . قرقسانى ، در گذشته به سال 208 هجرى ، دربارهء او ذهبى در ميزان الاعتدال نسبتا مفصل بحث كرده و اقوال گروهى را كه دلالت بر ضعف او دارد آورده است : ذيل شمارهء 8180 . - م . [ 2 ] . ابو اروى دوسى حجازى از اصحاب رسول خدا كه ساكن ذو الحليفه بود ، نماز عصر را در مدينه با پيامبر ( ص ) مىگزارد و براى نماز مغرب به محل سكونت خود برمىگشت ، رك : اسد الغابه ، ج 5 ، ص 135 . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 184 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد