( 1 ) فرمود . و خديجه سپس پيش ورقة بن نوفل آمد و موضوع را براى او گفت ، ورقه گفت : اگر راستگو باشد اين همان ناموسى است كه بر موسى ( ع ) نازل مىشده است و اگر در زنده بودن من مبعوث شود او را گرامى خواهم داشت و يارى خواهم كرد و به او ايمان خواهم آورد .
نخستين سوره كه بر پيامبر ( ص ) از قرآن نازل و آنچه به او گفته شد
محمد بن عمر واقدى از معمر بن راشد ، از زهرى ، از محمد بن عبّاد بن جعفر نقل مىكند كه مىگفته است * از يكى از دانشمندان خودمان شنيدم كه مىگفت نخستين چيزى از قرآن كه بر پيامبر ( ص ) نازل شد اقرأ و اين آيات از آن سوره بود :
بخوان به نام پروردگارت كه آفريد اشياء را ، آفريد انسان را از خون بسته ، بخوان پروردگارت را كه گرامىتر است ، آنكه بياموخت آدمى را با قلم ، آموخت آدمى را آنچه نمىدانست .
همين آيات اول اين سوره در غار حراء بر پيامبر ( ص ) نازل شد و بقيه بعد از آن نازل شده است .
هاشم بن قاسم كنانى مىگويد شعبه ، از عمرو بن دينار ، از عبيد بن عبير نقل مىكرد كه مىگفته است * نخستين سوره كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده است ، اقرأ بوده است .
محمد بن عمر واقدى مىگويد ابراهيم بن محمد بن ابو موسى ، از داود بن حصين ، از ابو غطفان بن طريف ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * پس از نزول وحى در غار حراء چند روزى پيامبر ( ص ) جبرئيل را نديد و از اين جهت سخت اندوهگين شد ، چنان كه گاه بر كوه ثبير و گاه به غار حراء مىرفت و قصد فرمود كه خود را از كوه به زمين اندازد . در همان حال كه پيامبر در يكى از اين كوهها حركت مىفرمود از آسمان آوايى شنيد و چون سر بلند كرد جبرئيل را ديد كه بر روى كرسى ميان زمين و آسمان چهار زانو نشسته و مىگويد : اى محمد ( ص ) تو به راستى رسول خدايى و من جبرئيلم . گويد ، پيامبر ( ص ) برگشت در حالى كه خداوند دل او را استوار و چشمش را روشن فرموده بود ، پس از آن وحى پياپى و پيوسته صورت گرفت .