تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
( 1 ) كردند و گفتند اين شخص سرپرست اوست . گفت : از اين پسر مواظبت كن و او را به شام مبر كه يهوديان حسودند و من از ايشان بر او مىترسم . گفت : در مورد يهوديان تنها تو چنين نمىگويى كه خداوند همچنين مىفرمايد . گويد ، پيامبر ( ص ) را از آنجا برگرداند و گفت : پروردگارا ، من محمد ( ص ) را به تو وديعه مىسپارم . و سپس در گذشت . محمد بن عمر از محمد بن صالح و عبد اللّه بن جعفر و ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبة از داود بن حصين نقل مىكنند * چون پيامبر ( ص ) به دوازده سالگى رسيد ابو طالب او را با خود و همراه كاروانى بازرگانى به شام برد ، و كنار صومعهء بحيراى راهب فرود آمدند و او را به ابو طالب در مورد رسول خدا مطالبى گفت و دستور داد كه ابو طالب از پيامبر ( ص ) سخت مواظبت كند . ابو طالب رسول خدا را همراه خود به مكه برگرداند و آن حضرت تا جوانى خود همچنان در خانه و همراه ابو طالب زندگى مىكرد و خداوند او را در پناه حفظ خود مصون و محفوظ داشت و نيز مرتكب هيچ كارى از كارهاى ناپسند دورهء جاهلى نشد كه خداوند او را گرامى داشته بود . و اگر چه در ظاهر رسول خدا به آيين قوم خود بود ولى چون به مردى رسيده بود از لحاظ جوانمردى و اخلاق و آداب معاشرت و گفتگو و بردبارى و امانت از همه برتر بود ، و از هر گونه آزار و دشنام دادن به دور بود و هرگز مشاهده نشد كه خصومتى يا ستيزه‌يى با كسى كند و آن چنان خداوند اخلاق پسنديده به آن حضرت عنايت كرده بود كه لقب امين بر او غلبه يافت و در سراسر مكه به امين معروف شد و ابو طالب هم او را سخت حفظ و حراست و كمك و يارى مىكرد تا هنگامى كه در گذشت . هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش نقل مىكند * نام اصلى ابو طالب عبد مناف بوده و فرزندانش به اين شرح‌اند : طالب كه بزرگترين پسر اوست و مشركان ، او و ديگر افراد بنى هشام را به طور اجبار به جنگ بدر آوردند ، طالب به جنگ بدر آمد در حالى كه اين دو بيت را مىخواند : خدايا چرا بايد طالب مجبور باشد كه در گروهى از اسب سواران جنگ كند ، پروردگارا مغلوب غير از غالب و آن كس كه شكست مىخورد غير از شكست دهنده باشد . ( در واقع اظهار عدم رضايت از جنگ و تقاضاى پيروزى مسلمانان است . ) گويد ، و چون كافران قريش منهزم شدند ، طالب را نه ميان اسيران ديدند و نه در كشته‌شدگان بود و نه به مكه برگشت و كسى نفهميد كه بر سر او چه آمده و او فرزندى