تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

- 10 -

( 1 ) محمد بن ابى عمر ، از سفيان بن عيينة ، از جعفر بن محمد الصادق ( ع ) ، از پدرش محمد بن على الباقر ( ع ) براى ما نقل كرد كه مىفرموده است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم به روز دوشنبه رحلت فرمود . آن روز و شب و روز سه‌شنبه دفن نشد و شب چهارشنبه جسد مطهر به خاك سپرده شد . سفيان كه راوى اين روايت است مىگويد : كس ديگرى غير از محمد بن على باقر ( ع ) مىگفت آخر شب چهارشنبه صداى بيل و تيشه شنيده شد . « 1 »

- 11 -

( 2 ) قتيبة بن سعيد ، از عبد العزيز بن محمد ، از شريك بن عبد الله بن ابى نمر ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم روز دوشنبه رحلت فرمود و روز سه‌شنبه به خاك سپرده شد . ترمذى مىگويد اين حديث غريبى است . « 2 »

- 12 -

( 3 ) نصر بن على جهضمى ، از عبد الله بن داود ، از سلمة بن نبيط ، از نعيم بن ابى هند ، از نبيط بن شريط ، از سالم بن عبيد « 3 » كه از اصحاب است براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم در بيمارى مرگ خود به حال اغماء فرو رفت و چون چشم گشود ، فرمود : آيا وقت نماز فرا رسيده است ؟ گفتند : آرى - و آن نماز عشاء بوده است - فرمود : به بلال بگوييد اذان بگويد و به ابو بكر بگوييد با مردم نماز بگزارد . دوباره به حال اغماء فرو رفت و چون باز چشم گشود ، فرمود : بلال را بگوييد اذان بگويد و أبو بكر را بگوييد با مردم نماز بگزارد . عايشه گفت : پدر من مردى نرم دل است و چون در آن مقام به نماز بايستد ، خواهد گريست و نمىتواند نماز بگزارد ، چه خوب است به كس ديگرى دستور
هامش
اينكه روز وفات دوشنبه بوده است متفقند ، ولى در مورد تاريخ آن اختلاف است . به جلاء العيون مرحوم علامه مجلسى ، چاپ اسلاميه ، تهران ، 1348 ش ، صفحات 94 و 95 مراجعه فرماييد . ( 1 ) . يعقوبى در تاريخ يعقوبى ( ترجمهء جلد دوم ، صفحهء 114 ) دفن پيامبر ( ص ) را در شب چهارشنبه نوشته است . در صفحهء 113 جلاء العيون هم همين گونه از حضرت باقر نقل شده است . ( 2 ) . محمد بن سعد با دو سلسله سند از واقدى اين موضوع را در طبقات ( ترجمهء جلد دوم ، صفحهء 361 ) آورده است . ( 3 ) . ابن اثير در اسد الغابة ، جلد پنجم ، صفحهء 14 نبيط بن شريط را از اصحاب دانسته است و در جلد دوم ، صفحهء 247 همين كتاب ، سالم بن عبيد را هم آورده است كه از فقراى اصحاب و از اهل صفّة بوده است و بعد ساكن كوفه شده است .