تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بوسيد . « 1 »

- 7 -

( 1 ) نصر بن على جهضمى ، از مرحوم بن عبد العزيز عطّار ، از ابو عمران جونى ، از يزيد بن بابنوس ، از عايشه براى ما نقل كردند كه مىگفته است : ابو بكر پس از رحلت رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمد ، دو دست خويش را بر دو ساعد جسد مطهر و لبهاى خود را ميان دو چشم پيامبر نهاد و گفت واى بر من از مرگ پيامبرم . اى دريغ بر برگزيده خدايم ، اى دريغ بر خليل خدايم . « 2 »

- 8 -

( 2 ) بشر بن هلال صوّاف بصرى ، از جعفر بن سليمان ، از ثابت ، از انس براى ما نقل مىكرد كه مىگفته است : روزى كه پيامبر صلى اللّه عليه و سلم به مدينه آمد ، از مقدم او همه چيز رخشنده گرديد و چون روز رحلت آن حضرت فرا رسيد ، همه چيز مدينه تاريك شد و هنوز دست از خاك ريختن به هنگام دفن آن حضرت نيفشانده بوديم كه دلهاى خود را از دست داديم و از خويشتن بيگانه شديم . « 3 »

- 9 -

( 3 ) محمد بن حاتم ، از عامر بن صالح ، از هشام بن عروة ، از پدرش از عايشه براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم روز دوشنبه رحلت فرمود . « 4 »
هامش
( 1 ) . اين هر دو روايت با اندك اختلاف و فزونى در طبقات ( ترجمهء جلد دوم ، صفحهء 317 ) هم آمده است . به گفته شيخ على قارى احمد بن حنبل هم با تفاوتهايى آن را نقل كرده است . ( 2 ) . توضيح پيشين . ( 3 ) . اين روايت را محمد بن سعد در طبقات ( ترجمهء جلد دوم ، صفحهء 327 ) از همين جعفر بن سليمان از ثابت از انس چنين آورده است كه به روز رحلت پيامبر مدينه در تاريكى فروشد و همه چيز تيره و تار به نظر مىرسيد . شيخ على قارى ضمن شرح اين روايت مىنويسد در شرح السنّة از انس نقل شده است كه فاطمه ( ع ) او را گفت اى انس ! چگونه راضى شديد ، خاك بر پيكر رسول خدا ( ص ) بريزيد ؟ و آنگاه مشتى از خاك گور برگرفت و بر ديدگان نهاد و اين دو بيت را فرمود .ما ذا على من شمّ تربة احمد * ان لا يشمّ مدى الزمان غوالياصبّت علىّ مصائب لو انّها * صبّت على الايام صرن لياليا( 4 ) . محمد بن سعد در طبقات ( ترجمهء جلد دوم ، صفحهء 326 ) اين روايت را آورده است . بزرگان علماى شيعى هم در