( 1 ) نفى كننده آنست . عكرمة از ابن عباس در تفسير آيه .
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ
( و نگردانيديم آن خوابى را كه نموديم ترا مگر ابتلائى براى مردمان ) « قسمتى از آيهء 62 سورهء 17 » روايت مىكند كه منظور خوابى است كه پيامبر ( ص ) در شب معراج ديد ، و منظور از شجرهء ملعونه كه در همين آيه آمده است درخت زقوم است . اين را بخارى هم در صحيح آورده است
.
ذكر دلائلى كه بر عروج پيامبر ( ص ) به آسمان و ملاقات او با صورت اصلى جبرئيل در سدرة المنتهى آمده است .
پيش از اين هم پيامبر ( ص ) جبرئيل را به صورت اصلى خود در افق اعلى ديده است آيات اوّل سورهء و النجم بر آن دلالت دارد .
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ، ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ، وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ، عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ، فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ، فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى ، ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى
. « سوگند به ستاره چون فرو شود يا بر آيد ، گمراه نشد صاحب شما و به راه باطل نرفت و سخن نمىگويد از خواهش نفس . نيست آن مگر وحى كه وحى كرده مىشود ، آموخت او را سخت قواى ، صاحب توانائى ، پس راست ايستاد و او بود بر افق اعلى ، پس نزديك آمد و نزديك شد يا تواضع نمود پس بود به قدر دو كمان يا نزديكتر ، پس وحى كرد به بندهاش آنچه وحى كرد ، تكذيب نكرد دل آنچه را ميديد . آيا مجادله مىكنيد با او بر آنچه مىديد » آيات 1 تا 13 سورهء 53 .
ابو عبد الله حافظ با اسناد خود از شيبانى روايت مىكند كه از زرّ در تفسير آيهء
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
پرسيدم او گفت عبد الله بن مسعود مىگفت منظور اين است كه پيامبر ( ص ) جبرئيل را ديد در حالى كه ششصد بال داشت .
اين را مسلم و بخارى در صحيح آوردهاند . و همو در ذيل آيه
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
هم اين مسأله را نقل كرده است .