( 1 ) گفت آنچه براى من مىگفتى براى اينان بگو ، پيامبر فرمود ديشب مرا به سير شبانه بردند ، پرسيدند به كجا ؟ فرمود به بيت المقدس گفتند و حالا هم ميان ما هستى ؟ ! پيامبر فرمود آرى ، برخى بخشم آمدند و برخى از تعجب دستهاى خود را روى سرشان گذاشتند . يكى از ايشان كه به آنجا سفر كرده و مسجد اقصى را ديده بود به پيامبر گفت آيا مىتوانى براى من مسجد اقصى را توصيف كنى ؟
پيامبر مىگفت شروع به توصيف مسجد اقصى نمودم امّا در مواردى به شك و ترديد افتادم در اين هنگام مسجد اقصى را در برابر خود ديدم كه گويى در جاى عقيل يا خانهء عقال بود به مسجد نگاه مىكردم و جواب پرسشهاى ايشان را مىدادم ، آنها گفتند امّا در مورد نشانىها كه همه را صحيح پاسخ داد .
زر بن حبيش از حذيفه روايت مىكند كه براق را براى سفر شبانهء پيامبر آوردند و آن چهارپائى بود بزرگتر از خر و كوچكتر از استر و سپيد ، پيامبر و جبرئيل از پشت او فرو نيامدند مگر در بيت المقدس و از آنجا جبرئيل پيامبر ( ص ) را به آسمان برد و جبرئيل اجازه خواست و آسمان گشوده شد ، و بهشت و دوزخ را به پيامبر نمودند ، مىگويد كسى پرسيد كه آيا پيامبر در مسجد اقصى نماز هم خواند ؟ گفتم آرى ، او به من گفت ترا مىشناسم ولى نامت را نمىدانم ، گفتم من زر بن حبيش هستم ، گفت در كجا پيامبر نماز گزارد و اين موضوع را از كجا مىگوئى ؟ من آيهء « سبحان الذى اسرى » را تا آخر آيه خواندم ، گفت اگر او نماز خوانده بود شما هم نماز خوانده بوديد همانطور كه در مسجد الحرام زر مىگويد به حذيفه گفتم اين كه مىگويند پيامبر لگام براق را بر حلقهء در مسجد اقصى بسته است درست است ؟ گفت مگر مىترسيد فرار كند ، ! براق را خداوند براى او فرستاده بود . گويا حذيفه خبر نماز خواندن پيامبر ( ص ) را در مسجد اقصى نشنيده بوده است و حال آنكه قبلا در احاديثى كه از ابو هريره و ديگران نقل كرديم ملاحظه كرديد كه موضوع نماز خواندن پيامبر ذكر شده است ، موضوع بستن براق را هم در روايات ديگر ديديد . درست است كه خداوند متعال قادر به حفظ و نگهدارى آن است ولى عادات معمول هر سوار كار اين است كه مركب خود را مىبندند بعلاوه اخبارى كه اين مطلب را ثابت مىكند بيشتر و معتبرتر از اخبار
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٧