( 1 ) است و بخارى و مسلم هم آن را در كتابهاى صحيح خود آوردهاند .
و هم از ابو هريره نقل شده است كه پيامبر مىفرمود هنگامى كه قريش در حجر اسماعيل گرد آمده و از موضوع شب روى من به بيت المقدس مىپرسيدند ، از چيزهائى سؤال مىكردند كه درست در خاطرم نبود و چنان غمگين شدم كه هرگز آنقدر غمگين نشده بودم خداوند متعال حجاب از پيش چشم من برداشت و آن را مقابل ديدگان من آورد و از هر چه كه مىپرسيدند جواب ميدادم ، و در آن شب جماعتى از پيامبران را ديدم از جمله موسى ( ع ) به پا ايستاده نماز ميگزارد مردى نسبتا نحيف و داراى موهاى مجعد و شبيه مردم قبيلهء شنوءة بود ، همچنين عيسى بن مريم ( ع ) را در حال نماز ديدم شبيه ترين مردم هب او عروة بن مسعود ثقفى است ، و هم ابراهيم عليه السلام را ديدم كه نماز ميگزارد كه پيامبر شما از همه به او شبيهتر است ، هنگام نماز رسيد و من در نماز بر همهء پيامبران امامت كردم .
و چون از نماز فارغ شدم گويندهاى به من گفت اى محمد ( ص ) اين مالك دوزخ است بر او سلام كن ، من بسوى او برگشتم و او در اسلام پيشى گرفت .
جابر بن عبد الله انصارى مىگويد از پيامبر شنيدم كه مىفرمود چون قريش مرا تكذيب نمودند در حجر اسماعيل به پا خاستم و خداوند متعال بيت المقدس را در نظرم آورد و در حالى كه به آن مىنگريستم نشانههايى كه از من مىپرسيدند بيان مىكردم . اين حديث را بخارى و مسلم هر دو نقل كردهاند .
ابن شهاب مىگويد از اين مسيب شنيدم كه چون پيامبر ( ص ) به بيت المقدس رسيد ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام را ديد ، و سپس دو قدح براى او آوردند يكى شراب و ديگرى شير ، پيامبر نگاهى به آن دو قدح نمود و قدح شير را برگزيد ، جبرئيل گفت هدايت شدى كه اگر شراب را گزيده بودى امت تو گمراه مىشدند .
و چون پيامبر ( ص ) به مكه بازگشت و خبر داد كه او را شبانه به بيت المقدس بردهاند گروه زيادى از كسانى كه با آن حضرت نماز خوانده بودند
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٤