( 1 ) حمزه بن عبد المطلب و على بن ابى طالب ( ع ) و عبيده بن حارث بن عبد المطلب به ميدان رفتند .
حمزه با عتبه درگير شد و عبيده با شيبه و على ( ع ) با وليد ، حمزه عتبه را كشت و عبيده شيبه را و على ( ع ) وليد را ، شيبه ضربتى سخت به عبيده زده و پاى او را قطع نمود ، حمزه و على ( ع ) عبيده را نجات داده و از ميدان بيرون بردند و عبيده بعدا بواسطهء چركين شدن زخم رحلت نمود .
هند ، دختر عتبه در مرثيهء پدر خود چنين مىگويد .
« اى چشم من ، اشك ريزان خود را فرو ريز ، بر بهترين مرد استوار كه هيچگاه پشت به جنگ نمىكرد . خويشاوندان او از بنى هاشم و بنى مطلب در صبحگاه او را فرا خواندند .
سوزش شمشيرهاى خود را به او چشاندند و پس از ضربات سنگين او را از شاخه چيدند . »
و هند دختر عتبه نذر كرد كه اگر بر حمزه پيروز شوند از جگر او بخورد .
اين چند نفر پيش از آنكه دو گروه بطور جدّى وارد جنگ شوند كشته شدند .
مسلمانان چون ديدند كه آتش جنگ بر افروخته شد . به پيشگاه الهى زارى كردند و پيروزى مسألت نمودند .
پيامبر ( ص ) هم در حالى كه دستهاى خود را بسوى آسمان بر افراشته بود از او يارى مىخواست و استدعا مىنمود تا حق تعالى وعدهء خود را بر آورد ، و عرض مىكرد پروردگارا اگر اين مشركان بر من پيروز شوند ، كفر آشكار خواهد شد . و دين تو پابرجا نخواهد ماند . و ابو بكر مىگفت ، اى رسول خدا سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست كه خداى عزّ و جل ترا يارى خواهد فرمود و روسپيد خواهى شد .
در اين هنگام خداوند متعال گروهى از فرشتگان را براى درهم كوبيدن دشمن فرو فرستاد و پيامبر فرمود خداوند متعال نصرت و پيروزى را نازل فرمود و فرشتگان فرود آمدند ، اى ابو بكر مژده باد ترا ، كه من هم اكنون جبرئيل را در
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٨١