تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
( 1 ) حالى كه جامهء رزم پوشيده و اسبى را ميان آسمان و زمين مىكشيد ديدم . و چون به زمين رسيد بر آن اسب سوار و از نظر ناپديد شد ، سپس پيش من آمد در حالى كه سراپايش را غبار گرفته بود . در اين هنگام ابو جهل هم مىگفت ، خدايا هر يك از اين دو آيين را كه بهتر است يارى فرماى ! آيين و دين كهن ما و يا دين و آئين تازهء محمد ( ص ) . و چون شيطان فرشتگان را ديد ، عقب نشست و از يارى مشركان خوددارى نمود ، خداوند به فرشتگان الهام فرمود كه شيطان همراه كافران است و گفته بوده كه آنها را يارى خواهد نمود . و فرمان داد كه ايشان رسول خدا و مؤمنان را يارى دهند . و پيامبر ( ص ) مشتى شن برداشت و به سوى چهرهء مشركان پرتاب فرمود و خداوند متعال چنان قرار داد كه هيچكس از كافران باقى نماند مگر اينكه آن شن و خاك چشمش را انباشته كرد . مسلمانان به همراهى فرشتگان و عنايت خداوند شروع به كشتار كافران نمودند و ايشان را مىكشتند يا اسير مىگرفتند . هر يك از كافران به روى در آمده بود و نميدانست بكدام سوى بگريزد و چگونه خاك و شن را از چشم خود پاك كند . پيامبر پيش از شروع جنگ به مسلمانان دستور داده بود كه در صورت پيروزى بر عباس و عقيل و نوفل بن حارث و بخترى و تنى چند كه نام برده بود ايشان را نكشند . اين گروه همراه افراد ديگرى كه پيامبر اشاره فرموده بود اسير شدند . بجز ابو البخترى كه از اسارت بشدّت ننگ داشت و كشته شد . مىگويند پيامبر ( ص ) به مسلمانان دستورى ويژه هم دربارهء ابو البخترى داده بود كه اگر تن به اسارت داد حتما او را نكشند و اسير بگيريد . گروه زيادى هم از كفار قريش به اميد آنكه با پرداخت ديه و غرامت آزاد خواهند شد تن به اسيرى در دادند . گروهى مىگويند ابو السير ابو البخترى را كشت ولى بيشترين مردم گفته‌اند كه مجدر او را كشته است يا ابو داود مازنى .