تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
( 1 ) در اين هنگام سعد بن معاذ كه متوجه كثرت رأى خواهى پيامبر شده بود و مىديد كه مرتب با اصحاب مشورت مىفرمايد و قانع نمىشود ، چنين تصور كرد كه آن حضرت ميخواهند عقيدهء انصار را بداند ، و از اين مىترسد كه مبادا انصار همراه نشوند و يا براى جنگ آماده نباشند ، و اين مطلب را با پيامبر در ميان گذاشت و گفت شايد تصور مىفرمائيد كه انصار نمىخواهند با شما هماهنگى داشته باشند ؟ و فكر مىكنيد كه آنان اين موضوع را براى خود واجب نمىشمرند و فقط در مورد جنگ‌هائى كه داخل مدينه باشد خود را متعهد مىدانند ؟ و من از طرف همهء انصار مىگويم و از سوى ايشان متعهد مىشوم كه ما در همهء امور پيرو شما خواهيم بود ، بهر كجا كه بكوچيد و رشتهء خود را از هر كس ببريد و بهر كس كه پيوند نمائيد فرمان برداريم . هر چه مىخواهى از اموال ما بگير و هر چه مىخواهى به ما عنايت فرما و آنچه كه از ما بگيرى براى ما خوشتر است از آنچه بدهى و بهر حال هر فرمانى كه بدهى همه پيرو تو خواهيم بود ، به خدا سوگند اگر به ناحيه برك يمن عزيمت فرمائى همراه تو خواهيم آمد . چون سعد چنين گفت پيامبر فرمود ، بنام خدا راه بيفتيد گوئى كشتارگاه‌هاى كافران را به من نشان داده‌اند . و پيامبر ( ص ) آهنگ بدر فرمود ابو سفيان خود را كنار كشيد و از نزديك ساحل دريا حركت مىكرد و چون مىترسيد كه مسلمانان در بدر كمين كرده باشند مسير خود را تغيير داد ، و در اين هنگام براى قريش نوشت كه او خود و همراهانش را نجات داده است و پيشنهاد كرد كه قريش به مكه باز گردند زيرا مقصود حفظ و نجات كاروان بوده كه او خود موفق به انجام آن شده است . اين خبر در جحفه به اطلاع قريش رسيد ولى ابو جهل گفت به خدا قسم بر نمىگرديم تا اينكه به بدر برويم و آنجا چند روزى اقامت كنيم و ميهمانان عرب را كه بديدار ما خواهند آمد ميزبانى و پذيرائى كنيم ، زيرا هر كس از اعراب كه ما را در اين شوكت و عزت ببيند هرگز به جنگ ما نخواهد آمد اخنس بن شريق دوست مىداشت كه بر گردد و به سپاه قريش پيشنهاد بازگشت نمود ولى آنها از پذيرفتن آن خوددارى كردند و سرپيچى نمودند و