( 1 ) من ايستاد ديديد ؟ گفتند نه ، گويا تو ديوانه شدهاى .
گفت نه هم اكنون سوارى كنار من ايستاد و گفت ابو جهل و عتبه و شيبه و زمعه و ابو البخترى و اميّه بن خلف كشته شدند و گروهى از اشراف كفار قريش را نام برد ، ياران او گفتند شيطان ترا دست انداخته است . چون اين سخن به اطلاع ابو جهل رسيد ، گفت حالا دروغگوئى بنى مطلب هم علاوه بر دروغ گوئى بنى هاشم براى ما مىرسد . فردا خواهيد ديد چه كسى كشته خواهد شد .
پس از آنكه موضوع كاروان قريش كه بهمراهى ابو سفيان بن حرب و مخرمة بن نوفل و عمرو بن عاص و گروهى ديگر از شام بر مىگشتند بعرض پيامبر ( ص ) رسيد آن حضرت به قصد ايشان از مدينه بيرون آمد . پيامبر هنگام خروج از دروازهء بنى دينار رفت و هنگام بازگشت از دروازهء ثنية الوداع باز آمد . و پيامبر ( ص ) را سيصد و شانزده نفر و بنا بروايت ابن فليح سيصد و سيزده نفر همراهى مىكردند ، و گروه زيادى از اصحاب به راه نيفتادند و در مدينه ماندند ، جنگ بدر نخستين واقعهاى بود كه خداوند متعال اسلام را به آن وسيله عزيز و گرامى فرمود .
خروج پيامبر در ماه رمضان و درست هيجده ماه پس از ورودش به مدينه بود و آن حضرت و مسلمانان قصدشان فقط دست يافتن به كاروان بود .
همانطور كه گفته شد از دروازهء بنى دينار بيرون رفتند و نيروى پشتيبان هم نداشتند ، شتران ايشان از نوع شتران آب كش بود و هر چند نفر يك شتر داشتند چنان كه براى پيامبر ( ص ) و على بن ابى طالب و مرثد بن ابى مرثد غنوى هم پيمان حمزه فقط يك شتر اختصاص داشت . و در تمام سپاه فقط يك شتر نر جنگى وجود داشت .
مسلمانان راه افتادند و چون به منطقهء عرق الظبيه رسيدند به سوارى برخوردند كه از سوى تهامه مىآمد ، گروهى از اصحاب پيامبر خود را به او رساندند و از او دربارهء ابو سفيان پرسيدند ، گفت من اطلاعى از او ندارم ، و چون از دريافت خبر مأيوس شدند به او گفتند آيا به پيامبر ( ص ) سلام نمىدهى ؟ . گفت مگر ميان شما كسى هست كه فرستادهء خدا باشد ؟ گفتند آرى . گفت كداميك از شماست ؟ مسلمانان به پيامبر اشاره كردند ، مرد عرب خطاب به محمد ( ص )
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٠