( 1 ) ميزدند مىگفتند ، آرى اين ابو سفيان و كاروان است كه پائينتر از شما هستند ، همچنان كه خداوند متعال فرموده است .
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا
.
« هنگامى كه شما در كنارهء نزديكتر بوديد و ايشان در كنارهء دور تر . و سواران كاروان پايينتر از شما بودند ، و اگر وعده كرده بوديد خلاف كرديد در وعده ولى خداى بفعل مىآورد كارى را كه مىبايست كرده شود » آيهء 44 سورهء 8 .
مسلمانان همچنان وقتى كه آن دو غلام مىگفتند قريش به سراغ شما آمدهاند آنها را تكذيب مىنمودند و وقتى مىگفتند اين ابو سفيان است آنها را رها مىكردند .
پيامبر نماز خود را سلام داد و فرمود عجيب است ، چه مىگويند ؟ گفتند مىگويند قريش آمدهاند ، فرمود درست و راست مىگويند ، ولى شما وقتى كه اينها راست مىگويند مىزنيدشان و وقتى دروغ مىگويند خوشحال مىشويد و رهايشان مىكنيد . قريش بر كاروان خود از شما ترسيده و براى حفظ آن بيرون آمده است .
آنگاه پيامبر آن دو را خواست و از آنها سؤال فرمود گفتند اين قريش است كه آمده است و ما از ابو سفيان اطلاعى نداريم .
پيامبر ( ص ) از آنها دربارهء شمار قريش پرسيد ، گفتند به خدا نميدانيم ولى بهر حال زيادند ، آوردهاند كه آن حضرت پرسيد ديروز چه كسى عهدهدار غذا دادن به آنها بوده است ؟ مردى را نام بردند ، پيامبر پرسيد چند گوسپند ( يا شتر ) براى آنها كشت ؟ گفتند ده تا ، پيامبر فرمود پريروز چه كسى اين كار را بر عهده داشت و چند كشتار نمود ؟ مرد ديگرى را نام بردند و گفتند نه كشتار داشت .
مىگويند پيامبر فرمود عدهء قريش بين نهصد و هزار است زيرا روزى 9 كشتار و روز ديگر ده كشتار داشتهاند .
و هم آوردهاند كه چون قريش از مكه بيرون آمدند در ناحيهء مرّ ابو جهل