تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
( 1 ) براى سپاه ده شتر كشت ، سپس اميّه بن خلف در عسفان نه شتر سر بريد ، و بعد در قديد سهيل بن عمرو ده شتر سر بريد . از قديد به سوى آبهائى كه كنار دريا بودند رفتند و يك روز آنجا اقامت نمودند و شيبة بن ربيعة 9 شتر سر بريد ، سپس به جحفه رسيدند و آنجا عتبة بن ربيعه ده شتر سر بريد و پس از آن به ابواء رسيدند و آنجا نبيه و منبه پسران حجاج و يا عباس بن عبد المطلب ده شتر سر بريدند ، روز بعد حارث بن عامر 9 شتر سر بريد و چون كنار چاههاى بدر رسيدند يك روز ابو البخترى ده شتر و روز ديگر مقيس جمحى نه شتر سر بريدند و در اين هنگام جنگ در گرفت و آنها از اندوختهء خود استفاده مىنمودند . ( منظور غذاهاى سرد تهيه شده براى ايام سفر و جنگ است ) . در اين هنگام پيامبر ( ص ) خطاب به اصحاب خود فرمود دربارهء محلّ فرود آمدن و اردو رأى خود را بگوييد . حباب بن منذر كه مردى از انصار و قبيلهء بنى سلمه بود برخاست و گفت اى رسول خدا من همهء اين سرزمين و چاههاى آن را خوب ميدانم ، اگر مصلحت بدانى خود را كنار چاهى كه من ميدانم پر آب و شيرين است برسانيم و سعى كنيم پيش از دشمن آنجا برسيم و منزل بگيريم و دستور دهيد كه دهانهء چاههاى ديگر را كور نمايند . پيامبر فرمود به راه بيفتيد و خداوند متعال يكى از اين دو گروه ( كاروان - قريش ) را براى شما وعده فرموده است . در عين حال مردم را ترس و بيم فرا گرفت و شيطان هم اين مطلب را در دل آنها دامن ميزد . پيامبر و مسلمانان به راه افتادند و به سوى آب پيشى گرفتند ، كافران هم با شتاب آهنگ رسيدن به آب برداشتند ، در آن شب خداوند بارانى شديد و ناگهانى فرو فرستاد كه مسير كافران را بسيار دشوار ساخت و بلائى سخت براى آنها بود و مسير مسلمانان كه زمينى شنزار بود پس از اين باران براى راه پيمائى بهتر شده بود . و آنجا دشتى بود شن زار و سيل گير . مسلمانان زودتر به چاه اصلى رسيدند و آن را بررسى نمودند و آب آن