تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
( 1 ) آب واژگون شد من و همسرم آب‌ها را با ملافه‌اى خشك كرديم كه مبادا به طبقهء زير چكّه كند و بحضور پيامبر رسيدم و با شرمسارى گفتم مناسب نيست كه من در حجره‌اى زندگى كنم كه بالاى حجرهء شما باشد و تقاضا دارم كه شما به طبقهء بالا منتقل شويد ، پيامبر امر فرمود تا وسايل او را به بالا منتقل نمودند ، من به حضرت گفتم ما زاد خوراك شما را كه مىآوردند نگاه ميكردم كه شما از كجا ميل كرده‌ايد و از آنجا كه انگشتان شما غذا بر داشته بود غذا ميخوردم و حال اينكه اين دفعه اثرى از انگشت شما در غذا نديدم فرمود آرى در اين خوراك پياز به كار رفته بود و من برعايت فرشتهء وحى كه پيش من ميآيد خوش نداشتم كه پياز بخورم ولى براى شما مانعى ندارد كه بخوريد . اين روايت را محمد بن اسحق هم آورده است .

تاريخ ورود پيامبر ( ص ) به مدينه 30

و مدت اقامت آن حضرت پس از بعثت در مكّه عاصم بن عدى از پدر خود روايت مىكند كه پيامبر صلوات الله عليه روز دوشنبه دوازدهم ماه ربيع الاوّل وارد مدينه شد و ده سال در آن شهر اقامت داشت . در بغداد از قول ابن شهاب برايم روايت كردند كه فاصله ميان بيعت عقبه و هجرت پيامبر سه ماه و يا نزديك به آن بود و انصار در ماه ذى حجه بيعت عقبه را انجام داده بودند و پيامبر ( ص ) در ربيع الاوّل به مدينه آمدند و پس از ده سال كامل كه از هجرت مىگذشت در همان ماه در مدينه رحلت فرمود . و ابن اسحق مىگويد پيامبر ( ص ) بعد از نزول وحى و بعثت سيزده سال در مكه اقامت داشت و آنگاه دوازدهم ربيع الاول به مدينه هجرت فرمود . عبد الرحمن بن عويم از قول يكى از خويشاوندان خود روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاوّل به نزديك مدينه رسيدند روزهاى دوشنبه تا پنجشنبه را در قبا سكونت فرمود و آنجا مسجدى بنياد فرمود كه در آن نماز ميگزارد و روز جمعه سوار بر ناقهء قصواى خود شد [ 34 ] و حركت فرمود ، هر چند
هامش
[ ( 34 ) ] - قصوا : نام ناقه حضرت ختمى مرتبت است و معنى آن ناقه‌اى است كه گوشش را بريده باشند .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 172 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي