( 1 ) عبد الله بن عدى بن حمراء زهرى مىگويد از پيامبر ( ص ) در حالى كه در حزوره كه نام محلى از بازار مكه است ايستاده بود شنيدم مىفرمود اى سرزمين مكه تو بهترين زمينهاى خدائى و من هم ترا از همه جا بيشتر دوست ميدارم و اگر اين نبود كه مرا از تو بيرون مىكنند خودم هرگز از تو بيرون نمىرفتم . اين روايت بطرق ديگر هم نقل شده است .
و از ابو هريره روايت است كه پيامبر ( ص ) عرض كرد پروردگارا مرا از محبوبترين سرزمينى كه در دل من بود بيرون بردى اكنون مرا در محبوبترين سرزمين خود مسكن ده و خداى متعال او را در مدينه سكونت داد ، و هم ابو هريره مىگويد كه پيامبر فرمود من مأمور شدهام در جائى زندگى كنم كه نامش يثرب است مردم را پاك و پاكيزه مىگرداند همچنان كه آتش آهن را از كثافت پاكيزه مىگرداند ، اين حديث را بخارى هم آورده است ، و باز از ابو هريره روايت است كه پيامبر مىفرمود ايمان به مدينه پناه مىگيرد همچنان كه مار در لانهء خود .
اين را مسلم در صحيح خويش آورده است و بخارى هم با سلسلهء اسناد ديگرى نقل كرده است .
از ابن عمر روايت است كه پيامبر مىفرمود اسلام با غربت آغاز شد و به زودى غريب خواهد شد و به جائى پناه مىبرد همچنان كه مار به لانهء خود پناهنده مىشود .
از ابن عباس در تفسير آيهء
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
يعنى ( خدائى كه قرآن را بر تو فرض فرموده ترا به وعده گاه باز خواهد گرداند ) آيهء 85 سورهء 28 . روايت شده است كه مقصود از وعدهگاه مكه است .
اين مطلب را بخارى هم در صحيح خود آورده است ، همچنين اين روايت از مجاهد هم با اندك تفاوتى نقل شده است .
خروج صهيب بن سنان 32
از پى پيامبر ( ص ) به مدينه و آياتى كه آشكار گرديد .
ابو عبد الله حافظ براى ما از قول صهيب چنين املاء كرد كه مىگفت پيامبر ( ص ) اظهار ميداشت كه سرزمينى را كه بايد به آنجا هجرت كنيم نشانم دادند سرزمينى شورهزارست كه ميان سنگلاخ هاست و گمان مىكنم كه هجريا