تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
( 1 ) آنگاه در مقابل بلاها و گرفتارىهاى مختصر دنيائى از دين برگشتند و خود آنها هم همين مطلب را براى خود مىگفتند و در اين مورد بود كه خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود .
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
« بگو ، اى بندگان من كه بر خود اسراف كرديد ، نوميد مشويد از رحمت خدا » بخشى از آيه 54 سوره 39 . عمر مىگويد من اين آيه را به خط خود نوشتم و براى هشام فرستادم ، هشام هم مىگويد چون نامه به من رسيد به كنار كوه ذى طوى در مكه رفتم و از آن بالا رفته و در تنهائى تلاش مىكردم كه معنى آيه را درست بفهمم و عرضه داشتم پروردگارا معنى اين آيه را به من تفهيم فرما و دانستم كه اين آيه در مورد ما نازل شده است ، اين بود كه به مركب خود سوار شدم و خود را به رسول خدا رساندم ، ابن هشام در خلافت ابو بكر در محل اجنادين شهيد شد . از ابن عمر هم روايت است كه ميگفت همراه عمر و ابو عبيده جراح و سالم خدمتكار ابو حذيفه به عصبه فرود آمديم و سالم در نماز عهده دار امامت بود زيرا از ديگران بيشتر قرآن ميدانست . براء هم مىگويد نخستين كسى كه از مكه به مدينه مهاجرت نمود مصعب بن عمير از قبيلهء بنى عبد الدار بن قصىّ بود . از او پرسيديم كه پيامبر ( ص ) چه مىكند ؟ گفت آن حضرت هنوز در مكه است ولى اصحاب او بعد از من راه افتاده‌اند ، پس از او عمرو بن ام مكتوم از قبيلهء بنى فهر كه كور است آمد . گفتيم پيامبر و اصحاب چه مىكنند ؟ گفت ايشان از دنبال مىآيند ، سپس عمار بن ياسر و سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن مسعود و بلال آمدند و پس از اين عده عمر بن خطاب همراه با بيست سوار آمد و پس از ايشان پيامبر همراه ابو بكر به مدينه آمد . در برخى از روايات ديگر از قول براء آمده است كه پيامبر ( ص ) پس از ورود عمر و همراهانش به آن اندازه كه من چند سوره از سوره‌هاى مفصل قرآن را خواندم در حالى كه به استقبال رفته بوديم وارد مدينه شدند ، مجموعهء حديث براء را مسلم در صحيح خود آورده است .