( 1 ) هستيم كه دوست نمىداريم پيمان ديگرى با كس ديگر منعقد كنيم ما هم دربارهء اين كار مىانديشيم و تو هم بينديش ، گويا او هم دوست ميداشت كه مثنى بن حارثه هم صحبتى بدارد و به پيامبر گفت اين مثنى بن حارثه از شيوخ و فرماندهء سپاه ماست .
مثنى خطاب به پيامبر گفت اى برادر قرشى گفتار ترا شنيدم پاسخ همانست كه هانى گفت مخصوصا در مورد ترك دين خود و پيروى از آئين تو ، ما ميان دو آب قرار داريم كه يمامه و سمامة است پيامبر ( ص ) فرمود منظور از اين دو آب چيست ؟ گفت آبهاى خسروان ايرانى و آبهاى اعراب امّا آنچه كه مربوط به خسرو است گناه گنهكار در آن بخشيده نيست و پوزش او پذيرفته نمىشود امّا آنچه كه مربوط به آبهاى اعراب است گناه در آن بخشيده و پوزش پذيرفته است بعلاوه ما با خسرو پيمانى داريم كه هيچگونه كار تازه و حادثه انگيزى انجام ندهيم و حادثهجوئى را پناه ندهيم و اين كارى هم كه ما را به آن دعوت مىكنى از كارهائى است كه خوشايند پادشاهان نيست ، ولى اگر دوست داشته باشى كه ترا در مقابل قبائل عرب پناه دهيم اين كار را خواهيم كرد .
پيامبر صلوات الله عليه فرمود شما كه در كمال صداقت سخن گفتيد در رد كردن خواستهء من بد نكرديد ؟ و سپس فرمود دين خدا را يارى نمىكنند مگر كسانى كه از همه جانب آن را مواظبت و پاسدارى نمايند ، ولى بدانيد كه اگر مرا يارى كنيد پس از اندك مدتى خداوند سرزمين و شهرها و اموال ايشان را در اختيار شما مىگذارد حتى زنان ايشان را در اختيار شما خواهد گذاشت ، آيا خدا را تسبيح و تقديس نمىكنيد ؟
نعمان بن شريك گفت ، آن ها هم از خودت باشد ، پيامبر اين آيه را تلاوت فرمود .
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً
« ما فرستاديم ترا گواه و مژده دهنده و بيم دهنده و خواننده بسوى خدا به فرمان او و چراغى تابان » آيات 45 و 46 سوره 33 .