تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
( 1 ) پرسيد آيا از كسانى هستى كه در كوچيدن مردم به عرفات كمك ميكنى ؟ گفت نه گفت آيا از پرده‌داران كعبه‌اى ؟ بو بكر گفت نه گفت آيا اهل سقايت هستى و براى حاجيان آب فراهم ميكنى ؟ گفت نه ، پرسيد آيا از اهل مشورت هستى ؟ گفت نه گفت آيا از كسانى هستى كه براى حاجيان خوراك تهيه مىكنند ؟ ابو بكر لگام ناقهء خود را گرفت و بسوى پيامبر برگشت جوان مذكور شعرى به اين مضمون خواند « گرفتار سيل خروشانى شد كه او را در كام خود فرو كشيد و بالا و پائين مىبرد » بعد هم گفت به خدا قسم اگر بخواهم مىتوانم بگويم كه از كدام گروه قريش هستى ، و پيامبر ( ص ) تبسم مىفرمود . على ( ع ) مىگويد به ابو بكر گفتم گرفتار آدم زيركى شدى گفت آرى دست بالاى دست بسيار است و آدمى از راه زبان گرفتار مىشود . از آن اردوگاه گذشتيم و به جاى ديگر رسيديم كه مردمان آنجا داراى وقار و آرامش بودند ، باز هم ابو بكر جلو رفت و سلام داد و پرسيد كه از كدام قبيله‌اند گفتند از شيبان بن ثعلبه ، ابو بكر متوجه پيامبر شد و گفت پدر و مادرم فدايت گردند اين ها از بهتر مردمانند و مفروق بن عمرو و هانى بن قبيصه و مثنى بن حارثه ميان ايشان هستند ، و مفروق زبان آورد و زيباتر همه بود دو زلف آويخته تا پائين شانه‌هاى خود داشت و از همه نزديك‌تر نشسته بود ابو بكر پرسيد شما چند نفريد ؟ مفروق گفت بيش از هزار نفر و معمولا اين مقدار كم نيست ، ابو بكر گفت نعمت‌هاى شما چگونه است ؟ گفت كم و بيش گرفتارى داريم و همه گرفتارند ، ابو بكر گفت جنگ ميان شما چگونه است ؟ و با دشمن چگونه ستيز مىكنيد ؟ گفت چون بديدارمان براى جنگ آيند سخت خشمگين مىشويم و چون بديدار دشمن ميرويم هم سخت خشمگين هستيم ، ما اسبان خوب را حتى بر پسران ترجيح ميدهيم و ميدان جنگ از بزمگاه ما را خوشتر است در عين حال خداوند بايد يارى دهد گاهى پيروز مىشويم و گاهى بر ما پيروز مىشوند ، آيا تو از برادران قرشى هستى ، و همانى كه مدعى پيامبر است ؟ ابو بكر گفت نه او رسول خداست و اشاره به پيامبر نمود ، مفروق گفت خبر او را داشتيم و خطاب به پيامبر گفت بچه چيز دعوت مىكنى ؟ در اين هنگام پيامبر جلو آمد و همراه ايشان
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 121 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي