تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
( 1 ) كرده‌اند . از زهرى روايت است كه پيامبر ( ص ) پيش گروهى از مردم كنده رفت و ايشان سالارى داشتند كه نامش فليح بود [ 22 ] حضرت ايشان را بسوى خدا دعوت فرمود و خود را در معرض حمايت ايشان قرار داد و آنها خود را برتر از اين دانستند كه تقاضاى آن حضرت را بپذيرند و سپس به قبيله‌اى از بنى كلاب رفت كه معروف به بنى عبد الله بودند و فرمود خداوند متعال نام پدر شما را نيكو قرار داده است آنها هم گفتار حضرت را نپذيرفتند .

حديث سويد بن الصامت 22

ابن اسحق نقل مىكند كه سويد بن صامت كه از بنى عمرو بن عوف بود به منظور حج يا عمره به مكه آمد [ 23 ] . و اين سويد بواسطهء شرف و چالاكى و نسب والاى خود معروف به كامل بود و شعر هم بسيار نيكو ميسرود ، پيامبر ( ص ) با او ملاقات و او را به خدا و اسلام دعوت فرمود ، سويد گفت شايد آنچه كه تو دارى مثل آن چيزى است كه من دارم ، پيامبر پرسيد تو چه دارى ؟ گفت صحيفهء لقمان كه حاوى حكمت اوست ، پيامبر فرمود آن را به من ارائه بده و چون آن را آورد پيامبر فرمود آرى اين گفتارى پسنديده است اما آنچه كه همراه من است بهتر از آنست ، قرآنى است كه سراپا نور و هدايت است و خداوند متعال آن را بر من نازل فرموده است ، آنگاه پيامبر آياتى از قرآن را براى او خواند و او را به اسلام دعوت كرد . سويد از آن دورى نجست و گفت آرى گفتارى بسيار پسنديده است و سپس به مدينه رفت اندكى بعد بدست خزرج كشته شد ، و گروه زيادى از مردان قوم او مىگفتند كه در وقت كشته شدن مسلمان شده بود ، سويد اندكى قبل از واقعهء بعاث كشته شد .

حديث اياس بن معاذ 22

اشهلى و حديث يوم بعاث محمود بن لبيد مىگويد هنگامى كه ابو الحيسر انس بن رافع همراه
هامش
[ ( 22 ) ] - در سيره ابن هشام نام اين مرد مليح آمده است . [ ( 23 ) ] - سويد پسر خاله عبد المطلب است به ص 67 جلد دوم سيره مراجعه فرمائيد .