تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
( 1 ) خليل الرحمن برخوردم كه بر بيت المعمور پشت داده و بسيار زيبا بود ، از جبرئيل پرسيدم اين كيست ؟ گفت پدرت ابراهيم ، همراه او گروهى بودند ، بر او سلام كردم و او هم به من سلام داد ، در اين هنگام امت خودم را در دو گروه ديدم ، بر تن جمعى از ايشان لباسهاى سپيدى همچون كاغذ بود و بر تن جمعى ديگر جامه‌هاى چركين ، من وارد بيت المعمور شدم و سپيد جامگان هم با من در آمدند و از ورود ديگران جلوگيرى شد ، و آنها در گرما بودند ، من و همراهان در بيت المعمور نماز گزارديم . در هر روز هفتاد هزار فرشته در بيت المعمور نماز ميخوانند كه تا روز قيامت بر نميگردند يعنى نوبت آنها نمىشود ، سپس به سدرة المنتهى بر آمدم برگ درختان آنجا هر يك چنان بزرگ بود كه مىتواند همهء اين امت را بپوشاند ، چشمه‌اى در آن جريان داشت كه به آن سلسبيل مىگفتند و دو جوى از آن انشعاب مىيافت كه نام يكى كوثر و نام ديگرى رحمت است ، و من در جوى رحمت غسل كردم و همه لغزش‌هاى گذشته و آيندهء من بخشيده شد . آنگاه وارد بهشت شدم و در آنجا بانوئى از من استقبال نمود و گفتم به چه كسى تعلق خواهى داشت ؟ گفت از زيد بن حارثه خواهم بود ، و من جويبارهائى ديدم « از آب‌هاى نامتغير و جويبارهائى از شير كه مزهء آن دگرگون نمىشود و جويبارهائى از شرابى كه مايهء لذت آشامندگان است و جويبارهائى از عسل بدون غش » [ 18 ] انارهاى آن به بزرگى دلو بود و پرندگانى ديده مىشد به بزرگى شتران نر . در اين هنگام پيامبر كه صلوات و درود خدا بر او و همهء پيامبران باد فرمود ، خداوند متعال براى بندگان نيكوكار خود چنان وسائلى فراهم فرموده است كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشى آن را نشنيده است و بانديشهء هيچ كس نگذشته است ، آنگاه دوزخ را براى من در گشودند كه همه غضب و خشم و شكنجهء الهى بود ، اگر در آن سنگ و آهن مىافكندند آن را مىخورد و از ميان
هامش
[ ( 18 ) ] - ترجمه قسمتى از آيهء 16 سورهء 47 ( محمد ص ) است .