تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
( 1 ) من براى آنها از كاروانى كه در مسير راه ديدم و از قريش بود خبر دادم و گفتم به راه افتاده بودند و چون برگشتم آنها را در فلان گردنه ديدم و دربارهء هر كس و شتر او و كالايى كه بار داشت توضيح ميدادم ، ابو جهل گفت در اين مورد اخبارى هم نقل مىكند ، مردى از مشركان قريش گفت من از همه به بيت المقدس و چگونگى ساختمان و هيأت و قرب آن به كوهها واردترم ، اگر محمد ( ص ) راست بگويد بشما خبر مىدهم و اگر هم دروغ بگويد خبر خواهم داد . او پيش پيامبر ( ص ) آمد و گفت من به آنجا از همه آشناترم ، دربارهء چگونگى و ساختمان و كوههاى اطراف آن براى من توضيح بده ، در اين هنگام همچنان كه پيامبر نشسته بود بيت المقدس را در مقابل خود افراشته ديد و همانطور كه ما به خانه‌هاى خود مىنگريم پيامبر به آن نگاه مىكرد و پاسخ پرسشهاى آن مرد را ميداد ، بطورى كه گفت همه را درست پاسخ دادى و پيش ياران خود برگشت و گفت محمد ( ص ) در آنچه مىگويد صادق است » [ 19 ] . اين روايت از طرق ديگر هم با اختلافاتى ناچيز دربارهء براق از ابو سعيد خدرى نقل شده است . ابو هريره هم ضمن تفسير آيهء اول سورهء اسرى از پيامبر ( ص ) چنين نقل مىكند ، كه مىفرمود براى او اسبى تيزرو كه گوئى بسرعت نگاه حركت مىكرد آورده‌اند و آن حضرت همراه جبرئيل راه افتاده است ، و از كنار مردمى گذشته است كه در يك روز دانه را مىكاشتند و در همان روز محصول خود را درو مىكردند هر چه هم درو مىنمودند دوباره به حالت اول بر مىگشت و محصول آنها همچنان رو به فزونى بود و پيامبر از جبرئيل پرسيده است كه اينها كيستند ؟ جبرئيل گفت اين ها كسانى هستند كه در راه خدا هجرت نموده‌اند و خداوند هر
هامش
[ ( 19 ) ] - روايت منقول از ابو سعيد خدرى با تفاوت‌هاى مختصرى در سيره ابن هشام آمده است ، مراجعه فرمائيد به صفحات 4 تا 49 ج 2 سيره چاپ مصر 1355 قمرى . و در منابع فارسى در صفحات 631 تا 634 ناسخ التواريخ جلد عيسى ( ع ) چاپ اول مجموعه روايات معراج را مىتوان مطالعه نمود .