تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
( 1 ) حسنهء ايشان را هفتصد برابر نموده است و آنچه در راه خدا انفاق كنيد خداى آن را خليفه است و خدا بهترين روزى دهندگان است . آنگاه به قومى گذشته است كه سرهاى آنها را با سنگ مىكوبيدند و دوباره به حال اول بر مىگشتند گوئى سرهاى آنها از ميان نمىرفت و از جبرئيل پرسيده است و او گفته است اين ها كسانى بودند كه در نماز سر سنگين بودند . آنگاه به قومى گذشته‌اند كه همچون چهارپايان شبانى از پى ايشان روان بوده و در برابر آنان صحراهايى از سنگ و مواد مذاب و زقوم جهنم و آنها در آن چرا مىكرده‌اند و پيامبر از جبرئيل دربارهء آنها پرسيده‌اند و گفته است آنها كسانى هستند كه زكات و صدقات اموال خود را نپرداخته‌اند و خداى نسبت به آنها ستمى روا نداشته و خداى ستم كننده بر بندگان نيست . سپس به گروهى عبور فرموده است كه در برابرشان در ديگهائى گوشتهاى تازه و خوش بو و در ديگهاى ديگر گوشت بوناك و گنديده بوده و آنها از گوشت تازه روى گردان بوده‌اند و از گوشت گنديده ميخورده‌اند و چون پيامبر از جبرئيل پرسيده است گفته است اينها كسانى هستند كه به زنان حلال خود دست رسى داشته‌اند و در پى زنان بدكار رفته‌اند و شب را با آنها بصبح آورده‌اند . سپس پيامبر ( ص ) در راه خود بچوبى برخورد فرمود كه هر كس به آن مىگذشت مجروحش مىكرد و خداوند مىفرمايد « و منشينيد بهر راهى كه بيم دهيد . » ( قسمتى از آيهء 84 سورهء هفتم ) . سپس به مردى گذشت كه پشته بار سنگينى كه نمىتوانست آن را بر دارد جمع كرده بود و باز هم ميخواست بر آن بيفزايد جبرئيل به پيامبر گفت اين نمونهء مردانى از امت تو است كه بر عهده‌اش وام و امانتى است كه نمىتواند پرداخت كند و باز بر آن مىافزايد . آنگاه بر قومى گذشت كه زبانها و لبهاى ايشان را با قيچىها مىچيدند و دوباره در ميآمد و از آن خلاصى نداشتند و چون پيامبر ( ص ) از جبرئيل پرسيد گفت ايشان كسانى هستند كه خطابه‌هاى فتنه‌انگيز ميخوانده‌اند . آنگاه از كنار سنگ كوچكى عبور فرمود كه نورى از آن بيرون آمده بود