( 1 ) مىبرد آنگاه درب آن را بستند ، آنگاه در سدرة المنتهى از خود بى خود شدم و فاصلهء ميان من و او چون فاصلهء دو كمان يا نزديكتر بود . در آنجا بر هر يك از برگ درختان فرشتهاى از فرشتگان فرود آمده بود ، و پنجاه نماز بر من واجب گرديد و گفتند در مقابل هر عمل نيك ده برابر پاداش داده مىشوى و چون نيت كار نيك داشته باشى و انجام ندهى يك حسنه براى تو ثبت مىشود و اگر نيت كار خلاف داشته باشى و انجام ندهى چيزى به زيان تو نوشته نخواهد شد و اگر آن را انجام دهى فقط يك گناه برايت منظور مىشود ، چون برگشتم به موسى ( ع ) برخوردم ، گفت پروردگارت چه فرمان داد ؟ . گفتم به پنجاه نماز ، گفت برگرد و از خدايت براى امت خود تخفيف بگير زيرا امت تو طاقت اين را نخواهند داشت و در آن صورت كافر مىشوند .
من به پيشگاه الهى برگشتم و عرض كردم پروردگارا به امت من تخفيف بده زيرا ضعيف ترين امت ها هستند ، ده نماز كاسته شد و نماز را بر چهل مقرر فرمود ، من همچنان پيش موسى ( ع ) رفت و آمد كردم و او گفتار خود را تكرار مىكرد تا اينكه پيش او آمدم و گفتم به ده نماز مأمور شدهام ، گفت برگرد و تخفيف بگير من بازگشتم و استدعاى خود را تكرار كردم پنج نماز ديگر برداشته شد و پنج نماز باقى ماند در اين هنگام فرشتهاى به من ندا داد كه فريضهء الهى بر اين قرار گرفت و نسبت به بندگان تخفيف داده شد و در قبال هر حسنه ده حسنه منظور مىشود ، باز پيش موسى آمدم گفت بچه چيز مأمور شدى ؟ گفتم به پنج نماز ، گفت بر گرد و تخفيف بگير زيرا براى او گران نيست ، گفتم آن قدر رفتم و استدعا كردم كه ديگر شرم مىدارم .
فرداى آن شب پيامبر در مكه عجايبى را كه ديده بود به مردم مىفرمود و مىگفت كه شب گذشته به بيت المقدس و آسمان برده شدم و چه چيزهايى ديدم ، ابو جهل خطاب به مردم مىگفت آيا از آنچه محمد ( ص ) مىگويد تعجب نمىكنيد ، او تصور مىكند كه ديشب به بيت المقدس رفته و امروز هم ميان ماست ، و حال آنكه هر يك از ما بايد يك ماه مركب خود را براند تا به آنجا برسد و در يك ماه ديگر برگردد ، بنابر اين راه دو ماهه را در يك شب پيموده است .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٠٢