( 1 ) پرندگان است .
از عكرمه در اين مورد روايتى آمده است كه
« طَيْراً أَبابِيلَ »
پرندگانى بودند كه از طرف دريا ظاهر شدند ، سر ايشان مثل سر جانوران درنده و گوشتخوار بود ، مثل آنها ديده نشده بود و بعدا هم ديده نشد ، بعد از آشكار شدن مرغان روى پوست بدن اصحاب فيل دانههاى آبله ظاهر شد و اين نخستين بارى بود كه بيمارى آبله ديده شد .
از عبيد بن عمير ليثى هم روايت شده است كه مىگفت هنگامى كه خداوند اراده فرمود اصحاب فيل را نابود سازد پرندگانى از سوى دريا آمدند كه سياه و سپيده و شبيه خفاش بودند ، با هر پرندهاى سه ريگ سياه و سپيد بود كه يكى در منقار و دو تا در چنگال داشت ، آمدند و بالاى سر سپاه صف كشيدند و در حالى كه جيغ مىكشيدند سنگها را بر سر سپاهيان رها كردند و سنگها به هر طرف كه مىخورد از سوى ديگر بيرون مىآمد ، در اين موقع طوفان سهمگينى هم شد كه بر شدت معركه افزود و هيچ كس از آن جمع جان سالم بدر نبرد و نابود شدند .
باز از ابن عباس روايت كردهاند كه مىگفت ابرهه و سپاهش وارد مكه شدند و در كنار كوه صفا اردو زدند ، عبد المطلب پيش ايشان رفت و گفت اين خانه از آن خداست و تا كنون كسى بر آن چيره نشده است ، گفتند ما بر نمىگرديم مگر اين كه كعبه را ويران كنيم ، و آهنگ خراب كردن كعبه نمودند اما هر چه فيل را پيش ميراندند حيوان به عقب بر مىگشت ، در اين هنگام گروه پرندگان در حالى كه ريگهاى سياه گل آلودهاى در چنگال و منقار داشتند ظاهر شدند و آنها را بر سر و روى سپاهيان ميريختند ، بدن آنها تاول زد و خارش شديد پيدا كرد و چون پوست خود را مىخاراندند گوشت و پوست ايشان فرو ميريخت .
از عبد الله بن زبير روايت شده است كه پيامبر ( ص ) مىفرمود خداوند نام كعبه را عتيق گذاشته است زيرا آن را از چيرگى و تسلط ستمگران محفوظ و آزاد قرار داده است و هيچ ستمگرى بر آن پيروز نخواهد شد .
از عايشه همسر پيامبر ( ص ) روايت شده است كه گفت فيلبان و نگهبان فيل را در مكه ديدم كه هر دو كور و زمين گير شده بودند و گدائى ميكردند .