( 1 ) از ابن عباس هم روايت شده است كه چون ابرهه با فيل و سپاه به مكّه نزديك شد ، عبد المطلب از او استقبال كرد و گفت چرا اين جا آمدهاى ؟ اگر رسولى ميفرستادى آنچه را كه ميخواستى مىپرداختم ، گفت شنيدهام كه معتقديد خانهء كعبه محل امن و زينهارى است ، من آمدهام تا شما را بترسانم ، عبد المطلب گفت هر چه ميخواهى مىپردازيم و برگرد ، ابرهه گفت حتما بايد وارد مكه شوم و به راه افتاد ، عبد المطلب از پيش او برگشت و به كوهى پناهنده شد و گفت نمىتوانم نابودى كعبه و مردم را مشاهده كنم ، و در آن حال اين اشعار را مىخواند .
« پروردگارا ، هر خدايى را معبد و كاخى است تو خود معبدت را حفظ فرماى خدايا نيرو و سپاه ايشان بر نيروى تو پيروز نگردد و اگر اين خواستهء تست ، به هر چه ميخواهى فرمان كن » .
در اين هنگام گروه پرندگان همچون ابرى از روى دريا پديد آمدند و آنها را سنگسار كردند همچنان كه خداى تعالى فرموده است .
تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
« آن گروه را با سنگهائى از سجيل مىزدند » آيهء 4 سورهء 105 فيل غرشى سخت كرد و خداى ايشان را همچون خوراك له شدهء سگ قرار داد .
دربارهء اصحاب فيل داستان مفصل ديگرى هم با اسناد منقطع روايت شده است كه نقل آن ضرورتى ندارد .
از ابن عباس در تفسير آيه
وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ تَرْمِيهِمْ . . .
روايت شده است كه گفت اين پرندگان منقارى مانند پرندگان معمولى و پنجهاى چون پنجهء سگ داشتند .
و هم از ابن عباس روايت شده است كه منظور از طيرا ابابيل پرندگانى بودند كه پياپى آشكارا مىشدند و مقصود از
« كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ »
اين است كه مانند گل شدند .
از ابن مسعود هم روايت شده است كه منظور از
طَيْراً أَبابِيلَ
دستههاى