( 1 ) خواهد بود .
آمنه پس از تولد همين نام را بر فرزند نهاد ، چون فرزند خود را زائيد خدمتكار خويش را بخانهء عبد المطلب فرستاد تا او را خبر كند ، و پدر محمد ( ص ) هنگامى كه مادرش به او حامله بود مرده بود گرچه بعضىها هم گفتهاند كه عبد الله در بيست و هشت ماهگى پيامبر در گذشته و خدا داناتر است .
خدمتكار آمنه به عبد المطلب گفت كه خدا امشب به تو پسرى بخشيده است براى ديدارش بيا ، چون عبد المطلب آمد آمنه اخبار را به او گفت 7 ، و اظهار داشت كه سروش غيبى نام نوزاد را محمد ( ص ) تعيين نموده است ، عبد المطلب فرزند را برداشت و داخل كعبه شد و در كنار بت هبل ايستاد و از پروردگار خود سپاسگزارى نمود كه او را مورد عنايت قرار داده است و اشعارى سرود كه ترجمهء آن چنين است .
« سپاس خداى را كه اين فرزند پاكيزه و فرخنده را به من بخشيد ، در گهواره بر همهء كودكان سالار است و او را بخداى نيرومند مىسپارم ، آرزومندم كه او را ببينم در حالى كه جوان برومند و رشيدى شده باشد ، او را از شر همهء حاسدان به خدا پناه مىدهم ، خدايى كه برتر از هر چيز است و چشم ندارد ، آرزومندم كه او را سخن آور ببينم ، تو همانى كه در قرآن و ديگر كتابهاى استوار آسمانى نامت به صورت احمد آمده است » .
ابو حكم تنوخى نقل مىكند كه ميان قريش اگر نوزادى در شب متولد مىشد ، او را تا صبح آن شب به زنان ديگر قريش مىسپردند و آنها هم كودك را زير ديگهاى سنگى نگهدارى ميكردند .
چون پيامبر ( ص ) متولد شد عبد المطلب او را براى اجراى اين رسم به بعضى از زنان قريش سپرد . چون صبح شد آنها متوجه شدند كه ديگ سنگى شكسته شده و پيامبر با چشمانى گشوده به آسمان نگاه مىكرد ، عبد المطلب كه صبح به سراغ ايشان رفت ، گفتند ما نوزادى مانند او نديدهايم و داستان را گفتند ، عبد المطلب گفت اين مطلب را پوشيده بداريد و من اميدوارم كه اين پسرم همه خير و نيكى باشد .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٩١