تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
( 1 ) قتال بود و از برادر خود ورقه كه مسيحى بود مطالبى دربارهء عبد الله شنيده بود و مىدانست فرزندى از اعقاب اسماعيل به پيامبرى خواهد رسيد ، نگاه ديگرى به عبد الله كرد و گفت پرتوى كه ديروز بر چهره داشتى ديگر ندارى و مرا به تو نيازى نيست و اشعارى سرود كه ترجمه‌اش چنين است . « حالا ، پس از آنكه آنچه را مىتوانستى به من بدهى از دست داده‌اى ، چيزى كه مايهء كشش من به تو بود ، اكنون بسراغ من ميآيى در حالى كه آن را به ديگرى داده‌اى ، نه ، از پى كار خود برو ، امروز ديگر مرا دوست خود ندان اى كاش نطفه‌اى كه حامل آن بودى نصيب من ميشد ، گويى كه قسمت آل زهره بود و خداى بوسيله او همهء پارسايان را يارى خواهد كرد » همچنين ابيات ديگرى سرود كه ترجمهء فارسى آن چنين است . « به آل زهره پيوند كن در هر كجا كه باشند و آمنه به پسرى باردار شد كه اگر او را ببينى مهدى را خواهى ديد و پرتوى با اوست كه او را پيشوا قرار خواهد داد » . در دنبالهء همين ابيات چند بيت ديگر هم دارد كه چنين است . « همهء مردم آرزومندند كه او پيشوا و رهبر باشد ، خداوند متعال در او نورى قرار داده است كه تاريكىهاى ما را از ميان خواهد برد ، او ساخته و پرداختهء پروردگار است و هر روزى كه به پا خيزد و روان شود خدايش نگهدار باد ، او مردم مكه را پس از گمراهى رهنمونى خواهد كرد و پس از اين روزه را بر شما واجب خواهد ساخت » . اين پيشگويىها را او از برادر خود ورقه بن نوفل شنيده است . بعضى از مورخان اين احتمال را هم داده‌اند كه او هم همسر عبد الله بوده است : از اسحاق بن يسار روايت شده است كه مىگفت عبد الله علاوه بر آمنه همسر ديگرى هم داشت ، روزى در حالى كه گرد و خاك آلوده بود از اين همسرش تقاضاى آميزش نمود ، و او اعتنائى نكرد ، عبد الله وارد خانه شد و پس از شستشوى خود بسراغ آمنه رفت ، در اين هنگام همسر اول اظهار آمادگى نمود ، عبد الله كه از بى اعتنايى اول او افسرده شده بود پاسخى نداد و با آمنه بسر برد ، سپس براى
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 87 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي