تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
( 1 ) الهى بر شما نازل شود . ابو عبد الله الحافظ از محمد بن كعب روايت مىكند كه عتبة بن ربيعه از بزرگان قريش و مردى بردبار بود ، روزى كه در انجمن قريش نشسته بود و پيامبر هم تنهايى در گوشه‌اى از مسجد بود ، به قريش گفت آيا مناسب است كه بر خيزم و پيش او بروم و با او صحبت كنم و كارهايى پيشنهاد نمايم كه شايد بپذيرد و دست از سرما بردارد ؟ گفتند آرى . عتبه برخاست و كنار پيامبر رفت و نشست و دربارهء تقديم مال و ملك و چيزهاى ديگر صحبت كرد چون گفتارش تمام شد پيامبر فرمود حالا گوش كن ، گفت گوش مىكنم و پيامبر ( ص ) سورهء حم فصلت را خواندند و عتبه چون آن را شنيد سكوت كرد دستهايش را به پشت خود نهاد و در حالى كه تكيه داده بود همچنان گوش ميداد تا پيامبر به آيه سجده رسيد و سجده نمود ، آنگاه به عتبه فرمود شنيدى ؟ گفت آرى ، پيامبر گفت خودت ميدانى و اين ، عتبه برخاست و نزد دوستان خويش رفت يكى از ايشان گفت به خدا قسم چهرهء عتبه غير از آن وقتى است كه رفت ، چون نشست گفتند چه خبر ؟ گفت و الله من گفتارى شنيدم كه هرگز مانند آن نشنيده‌ام نه شعر است نه سحر است و نه كهانت ، اى گروه قريش اين كه ميگويم بشنويد و اطاعت كنيد اين مرد را با كار خودش واگذاريد و از او كناره گيرى كنيد به خدا قسم در اين گفتارى كه از او شنيدم خبرى بزرگ است ، اگر عربها او را از ميان بردند كه وسيلهء غير خودتان از او خلاص مىشويد امّا اگر او بر عرب چيره شود در آن صورت فرمان روايى او فرمان روايى شما و عزّت او عزّت شماست و شما بوسيلهء او كامياب خواهيد شد ، گفتند او با زبان خود ترا جادو كرده است عتبه گفت نظر من اين است شما هر چه ميخواهيد انجام دهيد و سپس شعرى از ابو طالب در مدح عتبه آورده‌اند . ابو عبد الله بن يوسف اصفهانى از ابن عمر روايت مىكند كه چون پيامبر ( ص ) سورهء فصلت را براى عتبه بن ربيعه قرائت فرمود نزد دوستانش آمد و گفت امروز از من اطاعت كنيد بعدا اگر ميخواهيد سركشى نمائيد خود دانيد ، به خدا سوگند من از اين مرد امروز گفتارى شنيدم كه دو گوش من هرگز چنان گفتارى