تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
( 1 ) تمام عمر رياست ما را به عهده بگير ، اگر در جستجوى زن هستى ما ده دختر از خانواده‌هاى اصيل قريش را به همسرى تو ميدهيم ، اگر نيازمند مال هستى براى تو آن قدر مال گرد مىآوريم كه خود و بازماندگانت بىنياز گرديد ، پيامبر ( ص ) همچنان ساكت بود و پاسخى نميداد ، چون گفتار عقبه تمام شد پيامبر ( ص ) اين آيات را خواند .
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، حم ، تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
، تا اين كه به اين آيه رسيد
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ »
( بنام خداوند بخشاينده مهربان ، حم ، فرو فرستادنى است از خداى بخشندهء مهربان ، كتابى است كه آيات آن تفصيل داده شده است ، قرآنى عربى براى گروهى كه ميدانند ، . . . و اگر روى گردانيدند ، بگو شما را بيم مىدهم از صاعقه‌يى كه چون صاعقه عاد و ثمود است ) آيات 1 و 13 سورهء 41 . در اين هنگام عقبه بعلامت سكوت دست بر دهان خود گذاشت و پيامبر را به حق رحمان سوگند داد كه ديگر قرآن نخواند ، و بسراغ قوم خود هم نرفت و از ايشان كناره گرفت ابو جهل به قريشيان گفت به خدا قسم عقبه شيفتهء محمد ( ص ) شده است و خوراكى كه محمد ( ص ) به او داده او را خوش آمده است و اين بواسطهء نياز و حاجت عقبه به مال و دارائى است . بيائيد با هم آنجا برويم و نزد او آمدند . ابو جهل گفت مىبينم كه شيفتهء محمد ( ص ) شده‌اى و از كار او خوشت آمده است اگر نيازى دارى برايت مال جمع كنيم تا از غذاى محمد ( ص ) بىنياز گردى ؟ عقبه خشمگين شد و سوگند خورد كه با محمد ( ص ) اصلا صحبتى نكرده است ، آنگاه گفت شما ميدانيد كه من از زمرهء ثروتمندان قريش هستم ، من پيش او رفتم و داستان ملاقات خود را براى ايشان گفت و اضافه كرد كه محمد ( ص ) پاسخ مرا به مطلبى داد كه به خدا نه سحر است و نه شعر و نه كهانت و آيات را براى ايشان خواند و گفت كه محمد را به رحمن سوگند دادم كه ديگر نخواند و شما ميدانيد كه او اگر سخنى بگويد دروغ نميگويد و ميترسم كه عذاب
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 291 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي