( 1 ) پيامبر را پيش از اسلام ديده و شنيده بود و قبلا در اين باره انديشيده بود و لذا فورا دعوت او را پذيرفت و اسلام آورد . ابو الحسين بن الفضل از ابى ميسره روايت مىكند در آن هنگام كه پيامبر مىشنيد كه فرشته او را صدا مىزند و در حالى كه ميترسيد ميگريخت اين موضوع را با ابو بكر كه در دورهء جاهلى همنشين او بود در بين مىگذاشت .
ابو عبد الله الحافظ با اسناد خود از ابن اسحق روايت مىكند كه نخستين شخصى كه از رسول خدا پيروى كرد . خديجه بود و اوّلين مردى كه ايمان آورد على بن ابى طالب بود كه در آن هنگام ده سال داشت پس از او زيد بن حارثه و سپس ابو بكر مسلمان شدند ، ابو بكر همين كه مسلمان شد اسلام خود را آشكار ساخت و شروع به دعوت نمود . ابو بكر مردى بود كه با قوم خود دوست و صميمى بود و از همه نسب مردم را بهتر ميدانست و همه بدىها و خوبىهاى قريش را وارد بود و مردى بازرگان و خوش خلق بود و سرشناس شده بود و عموم مردم براى كارهاى مختلف بمناسبت علم او اطلاعش از امور بازرگانى و حسن خلقش نزد او ميآمدند و او هم به كسانى كه اطمينان داشت آيين اسلام را اظهار ميداشت و آنها را دعوت ميكرد و آن طور كه من ميدانم زبير بن عوام و عثمان بن عفان و طلحة بن عبيد الله و سعد و عبد الرحمن بن عوف بدست او مسلمان شدند و به راه افتادند و حضور پيامبر رسيدند و ابو بكر همراه ايشان بود . پيامبر ( ص ) اسلام را بر آنها عرضه فرمود و قرآن براى ايشان خواند و حقيقت اسلام را به آنها خبر داد و كرامت الهى را كه به مؤمنان وعده داده شده است تشريح كرد آنها ايمان آوردند و مقر به اسلام شدند و اين هشت نفر مسلمانان اوليهاند كه از همه پيشتر مسلمان شدند و نماز ميگزاردند و آنچه را كه از جانب خدا به پيامبر ميرسيد تصديق ميكردند .
ابو عبد الله حافظ با اسناد خود از طلحة بن عبد الله روايت مىكند كه ميگفت در بازار شهر بصرى در شام بودم راهبى در صومعهاش مىگفت آيا ميان اين مردم كسى از اهل مكه هست ؟ گفتم من اهل مكهام . پرسيد آيا احمد ظاهر شده است ؟ گفتم احمد كيست ؟ گفت پسر عبد الله و نوه عبد المطلب ، بايد در اين
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧١