( 1 ) خسروان و قيصرها براى او گشوده خواهد شد ، اين هم همسرش خديجه دختر خويلد است و آن يكى هم على پسر ابى طالب و پسر عموى اوست كه به او گرويدهاند .
عفيف هنگام نقل اين مطلب مىگفت اى كاش من نفر چهارم مىبودم كه به او ايمان آورده بود . اين حديث را با اندك اختلافى از ابن اسحق هم نقل كردهاند .
ابو الحسين بن الفضل با اسناد خود از محمد بن كعب قرظى روايت مىكند كه نخستين شخصى كه از اين امت به رسول خدا ايمان آورد خديجه است و دو مرد هم نخستين مردانند كه ابو بكر و على باشند ، ابو بكر نخستين مردى بود كه اسلام خود را آشكار ساخت و على ( ع ) از ترس ابو طالب اسلام خود را پوشيده ميداشت تا اينكه ابو طالب او را در حال نماز ديد و پرسيد كه مسلمان شدهاى ؟ على گفت آرى گفت پسر عموى خود را يارى و همراهى كن ، و على پيش از ابو بكر مسلمان شده بود .
ابو عبد الله حافظ از ابن اسحق روايت مىكند كه ابو بكر پس از وحى و مبعث رسول خدا را ديد و گفت آيا اينكه قريش مىگويند تو خدايان ما را رها كردهاى و ما را بى عقل و خرد ميدانى و پدران ما را تكفير ميكنى درست است ؟
پيامبر فرمود آرى ، من رسول خدايم و خدا مرا براى تبليغ فرستاده است و ترا دعوت مىكنم كه خداى را قبول كنى كه بر حق است ، ترا بسوى خداى يكتا كه شريكى ندارد و كسى جز او نبايد پرستش شود و به اطاعت از او دعوت مىكنم ، پيامبر آنگاه براى ابو بكر قرآن خواند ، ابو بكر نه اقرار كرد و نه انكار و مسلمان شد و با صنام كافر شد و حقانيت اسلام را گردن نهاد و در حالى كه مؤمن و تصديق كنندهء پيامبر بود بازگشت .
ابن اسحق روايت مىكند كه پيامبر ميفرمود هر كس را كه باسلام دعوت ميكردم در آغاز ترديد و شك و دو دلى داشت بجز ابو بكر كه چون او را به اسلام فرا خواندم هيچ شك و ترديدى نكرد .
ابن اسحق ميگويد اين مسأله بدان جهت بود كه ابو بكر دلائل نبوت
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٠