تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
( 1 ) عبرت باشد ، چون مىبينم كه مرگ همه را فرو ميگيرد و كسى را رها نمىكند و مىبينم كه بستگانم ، بزرگ و كوچك همه بكام مرگ ميروند ، يقين مىكنم كه من هم ناچار همان جا ميروم كه آنها ميروند » . ابو محمد اصفهانى با اسناد خود از عبد الله بن عباس روايت مىكند كه گروه اعزامى قبيلهء اياد نزد پيامبر آمدند دربارهء قس بن ساعده از ايشان پرسيد ، گفتند مرده است ، پيامبر فرمود سالى در عكاظ بودم و او در حالى كه بر شترى سرخ موى سوار بود ميان مردم چنين ندا ميداد كه : اى مردم گرد آييد و گوش دهيد و بجان و دل بينديشيد و پند گيريد تا بهره‌مند شويد . هر كس كه زنده است خواهد مرد و هر چه آمدنى است خواهد آمد ، همانا در آسمان خبرها و در زمين عبرت‌هاست ، سوگند به ستارگانى كه غروب خواهند كرد و ديگر ظاهر نميشوند و به درياها كه به جوش خواهند آمد و آرام نخواهند گرفت و به آسمان برافراشته و زمين گسترده و رودهاى خروشان ، و قس بن ساعده سوگند مىخورد به خدا كه كارى در پيش است كه با خشنودى يا با ناراحتى بايد از آن پيروى نمود و اين شوخى نيست و از پى آن شگفتىها خواهد بود ، و سوگند مىخورم كه خدا را دين و آيينى بهتر از اين كه ما در آن هستيم وجود دارد ، چگونه است كه مردم ميميرند و باز نميگردند ، آيا ماندگار مانديد يا اينكه خفتند و فراموش شدند . پيامبر فرمود سپس قس اشعارى خواند كه بخاطر نسپرده‌ام . بو بكر صديق گفت من هم آنجا بودم و اشعار او را حفظ دارم ، پيامبر فرمود چه بود ؟ بو بكر اشعار گذشته را خواند ، با اين تفاوت كه يك مصراع بيشتر خواند كه معنى آن چنين است « نه گذشتگان بسوى من باز ميگردند و نه از اينها كه هستند كسى باقى خواهد ماند » . ابن عباس ميگويد ، آنگاه پيامبر پرسيد آيا قس وصيتى هم باقى گذاشته است ؟ گفتند آرى پس از مرگش صفحه‌يى زير سرش يافتند كه در آن اين اشعار نوشته بود ، « اى خبر دهندهء مرگ ، ميدانى كه مردگان در گورها هستند و پاره جامهء