( 1 ) به ديگرى ميرفت ، معمولا اين كار را پوشيده انجام ميداد در عين حال آن شب ازدحام فراوان مردم مانع من شد بطورى كه او وارد بيشه شد دويدم و دوش او را گرفتم و گفتم خدا ترا رحمت كناد دين حنيف ابراهيمى چيست ؟ گفت تو از چيزى مىپرسى كه امروز مردم در آن باره چيزى نمىپرسند ، همانا به زودى پيامبرى در مكه با آن آيين برانگيخته مىشود ، چون سلمان اين موضوع را گفت پيامبر فرمود اگر راست بگويى عيسى بن مريم ( ع ) را ديدهاى .
همين ابو عبد الله حافظ روايت مىكند كه سلمان مىگفت در دست سيزده چهارده ارباب دست بدست گشته است . اين روايت اخير را بخارى هم آورده است .
ذكر حديث قسّ بن ساعدهء ايادى 40
ابو سعيد محمد بن احمد شعيثى با اسناد خود از انس بن مالك روايت مىكند كه گروه اعزامى قبيلهء اياد به حضور پيامبر ( ص ) آمدند ، پيامبر فرمود قس بن ساعده ايادى در چه حال است ؟ گفتند مرده است ، پيامبر فرمود سخنى از او شنيدهام و خيال نميكنم در خاطر داشته باشم يكى از ايشان گفت ما سخن او را حفظ داريم ، گفت بگوييد ، سخن گوى ايشان گفت :
قس بن ساعده در بازار عكاظ به پا خاست و گفت ، اى مردم گوش فرا دهيد و بشنويد و بجان و دل بينديشيد ، هر كس كه زندگى مىكند خواهد مرد و آن كس كه ميميرد به ظاهر نيست مىشود و هر چه آمدنى است خواهد آمد ، به شب دير پا و آسمان دارندهء برجها و ستارگان درخشان و درياهاى خروشان و كوههاى استوار و رودخانههاى روان سوگند كه در آسمان خبر است و در زمين عبرتها ، مىبينم كه مردم ميميرند و باز نميگردند ، آيا به اقامت راضى بودند و آيا ميشد كه هميشگى باشند ؟ بلكه همه خفتند ، سپس گفت ، قس بن ساعده به خدا سوگند مىخورد ، سوگندى كه گناهى در آن نخواهد بود ، كه براى خداوند دين و آيينى بهتر و پسنديدهتر از دين شما وجود دارد ، آنگاه اين اشعار را سرود .
« در كسانى كه از قرنهاى اوليه تاكنون مردهاند بايد براى ما بينش و