تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
( 1 ) بزرگى را ديدند كه به اندازهء تمام خانهء كعبه چنبر زده است و سر خود را خشمگين بر روى دم خود نهاده است ، اين مسأله موجب ترس بيشتر شد و تصور كردند بواسطه خراب كردن كعبه نابود و هلاك خواهند شد و كعبه پناهگاه و مايهء شرف و سنگر ايشان در مقابل مردم جهان بود . مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم آنها را به موضوعى كه در زير مىآوريم راهنمائى كرد و اژدهاى مذكور از نظرها ناپديد شد برخى گويند كه به آسمان رفت و هم گفته‌اند كه پرندهء بزرگى آن مار را شكار كرد و در كوههاى جياد به زمين افكند . چون كعبه را خراب كردند و در كار خود سرگردان ماندند ، مغيره بن عبد الله برخاست و گفت مگر شما خشنودى و رضاى پروردگار و صاحب اين خانه را نميخواهيد ، شما كه كوشش خود را كرده‌ايد ، حال اگر خدا بخواهد كه موفق شويد مطلوب شماست و اگر هم مانع اين كار شد باز هم تلاش خود را كرده‌ايد ، فعلا آنچه مىگويم انجام دهيد ، اولا پولى كه براى ساختمان كعبه جمع كرديد خودتان ميدانيد چطور پولى است ! بعلاوه در خراب كردن خانه هم نسبت به يك ديگر حسد ورزيديد ، حالا هم خيال مىكنم بهتر آنست كه هر يك از ديوارهاى كعبه را به دو بخش قسمت كنيد و هر بخشى را يكى از قبائل با اخلاص كامل بسازد . و براى مخارج آن هم از پولهاى غصب و پول‌هايى كه از راه ارتكاب جرم و غارت و قطع رحم فراهم شده است مصرف نكنيد ، براى خراب كردن پايه‌هايى هم كه باقى مانده است قرعه بكشيد و ستيزه و دشمنى نكنيد ، و هر گروه متوجه ساختمان بخش خود باشد با اين نيست كارگران خود را احضار كنيد ، شايد اگر چنين كنيد موفق شويد ، اهالى مكّه اين مطالب را پذيرفتند و همچنان انجام دادند بخشى كه درب كعبه و حجر الاسود در آن قرار دارد سهم بنى عبد مناف شد ، در عين حال هنگامى كه ساختمان نزديك حجر الاسود رسيد دربارهء بلند ساختن و نصب آن ستيزه و دشمنى كردند و سرانجام راضى شدند كه دستور اولين مردى را كه ظاهر شد بپذيرند و چنان كه مىگويند پيامبر ( ص ) اولين مردى بود كه آمد و همگى به او كمك كردند تا سنگ را نصب فرمود . گروهى هم روايت كرده‌اند كه پيامبر ( ص ) سنگ را وسط پارچه‌اى