تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
( 1 ) از آتشدان جهيد و بر پردهء كعبه گرفت و آن را به آتش كشيد و كعبه هم سوخت ، * قريشيان آن را ويران كردند و دوباره ساختند و چون به جاى حجر الاسود رسيدند ميان قبائل درباره اينكه چه كسى حجر را بردارد و نصب كند اختلاف افتاد ، گفتند اولين شخصى كه بيايد حكم خواهد بود پيامبر كه نوجوانى بود ظاهر شد و در آن روز جامهء راه راه بر تن داشت و همو را به حكميت پذيرفتند ، پيامبر دستور فرمود تا حجر را در پارچه‌اى قرار دادند و بزرگ هر قبيله را فرا خواند و گوشه‌اى از آن پارچه را به او داد ، و خود بر روى كرسيچه‌اى رفت آنها سنگ را بلند كردند و پيامبر آن را نصب فرمود ، و هر چه از سنّ پيامبر بيشتر مىگذشت مردم از او خشنودتر مىشدند تا آنجا كه او را ملقب به امين ساختند و پيش از آنكه وحى بر آن حضرت نازل شود هر گاه ميخواستند قربانىهاى فربهء خود را قربانى كنند از او ميخواستند تا براى پذيرش آن دعا فرمايد . موسى بن عقبه روايت مىكند كه فاصلهء بين جنگ فجار و ساختمان كعبه وسيلهء قريش پانزده سال بود ، بين قبيلهء قريش و قبيلهء قيس بن عيلان پيمان نامه‌اى در بازار عكاظ بسته شده بود ولى ميان ايشان جنگ در گرفت و بسيارى از كارهاى ناروا و حرام را انجام دادند و سخت زشت نامى بر آوردند و بدين جهت اين جنگ را فجار ناميدند ، علّت تخريب كعبه اين بود كه سيل از ديوارى كه ساخته بودند مىگذشت و ترسيدند كه كعبه را صدمه بزند و آب وارد آن شود ، مردى هم كه نامش مليح بود اندوخته مشك و ساير مواد معطّر كعبه را دزديد و تصميم گرفتند كه كعبه را به صورت استوار و محكم بسازند و درب آن را بالاتر بگذارند تا كسى نتواند داخل كعبه شود ، مگر افرادى كه قريش بخواهند ، به اين منظور هزينه‌اى فراهم ساختند و كارگران را آماده نمودند و با ترس و ناراحتى تصميم به خراب كردن كعبه گرفتند چون مىپنداشتند كه خداوند مانع از تخريب آن خواهد شد . وليد بن مغيره نخستين كس بود كه بالاى كعبه رفت و شروع به خراب نمودن كرد ، ديگران هم از او تقليد نمودند و تمام كعبه را خراب كردند ، چون خواستند ساختمان آن را شروع كنند و كارگران را آمادهء كار ساختند هيچكس نتوانست از جائى كه ايستاده يك قدم به جلو برود و چنين آورده‌اند كه مار بسيار