( 1 ) سه نفر اشعارى سروده است كه ابن اسحق سه قصيده از سرودههاى او را آورده است .
حفظ الهى از پيامبر ( ص ) در طفوليت و جوانى و پاك داشتن آن حضرت از پليديهاى جاهليّت 34
ابن اسحق مىگويد پيامبر ( ص ) رشد مىنمود و خداوند او را از پليديهاى دورهء جاهلى حفظ فرمود و در امان نگهداشت ، زيرا ارادهء الهى بر گرامى داشت او بود و او را به پيامبرى برگزيده بود و او تا هنگامى كه به حد بلوغ رسيد اگر چه ظاهرا به آيين قوم خود بود امّا از لحاظ رعايت اصول اخلاقى و آداب معاشرت و رعايت حقوق مردم و مخصوصا حق همسايگى از همه برتر و خوشخوىتر و راستگوتر و امانت دارتر بود و از همهء اخلاق نكوهيده و ناروا و بويژه ناسزا گوئى پاك و بدور بود ، آنچنان كه بواسطه جمع شدن همه كارهاى نيك در وجود عزيزش او را امين لقب داده بودند ، پيامبر ( ص ) گاه حديثى در مورد كيفيت نگهدارى خداوند او را در كودكى از انجام كارهاى خلاف ادب بيان مىداشته است ، چنانچه پدرم اسحق بن يسار با اسناد خود از رسول خدا روايت مىكرد كه مىفرمود با گروهى از بچههاى هم سنّ و سال خودم بودم و لنگهاى خود را بر گردن انداخته و سنگ به اين سو و آن سو مىبرديم ( عورت من پوشيده نبود ) ناگاه شخصى ظاهرا شد و سيلى محكمى به من زد و گفت لنگ و جامه خود را محكم ببند .
ابو نصر محمد بن على فقيه شيرازى با اسناد خود از جابر بن عبد الله روايت مىكند كه پيامبر هم همراه ساير مردم براى ساختمان كعبه سنگ حمل مىفرمود ، و پارچه به كمر بسته بود ، عباس عموى او گفت برادرزادهء عزيزم خوب است لنگ خود را بازكنى و به دوشت ببندى تا از سنگ صدمه نبيند . پيامبر لنگ خود را باز كرد تا بدوش افكند كه ناگاه بيهوش شد و به زمين افتاد و ديگر هرگز كسى آن حضرت را برهنه نديد .
ابو عبد الله حافظ هم از جابر بن عبد الله روايت مىكند كه چون كعبه را باز سازى مىكردند پيامبر و عمويش عباس سنگ مىآوردند ، عباس گفت لنگ