تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
( 1 ) حديث را مسلم و بخارى هر دو آورده‌اند . جبير بن مطعم مىگويد هنگامى كه پيامبر هنوز بآيين قوم خويش بود او را ديدم كه سوار بر شترى در عرفات وقوف كرده است و همراه ايشان به مشعر بازگشت ، و بعدها با توفيق الهى سنت‌هاى وقوف را تغيير داد . در اين روايت مقصود از اينكه پيامبر به آيين قوم خود بود شركت آن حضرت در سنت‌هايى از قبيل خريد و فروش و حجّ و آداب ازدواج است و مقصود شرك و كفر نيست زيرا آن حضرت هرگز مشرك نبوده است و قبلا هم ذكر شد كه پيامبر ( ص ) بت‌هاى مشركان را بشدت دشمن ميداشت . از عبد الرحمن بن عوف روايت است كه پيامبر مىفرمود همراه عموها و خويشاوندان خود در پيمان حلف المطيبين شركت كردم و شكستن آن را دوست نمىداشتم اگر چه شتران سرخ موى به من ميدادند . از ابو هريره هم روايت است كه پيامبر ميفرمود در هيچ پيمانى بجز حلف المطيبين شركت نكردم و اگر در مقابل آن شتران سرخ موى از من مىبود دوست نميداشتم كه آن را نقض كنم . مىگويد مقصود از حلف المطيبين پيمانى است كه خاندانهاى بنى هاشم و بنى اميه و بنى زهره و بنى مخزوم با يك ديگر بسته بودند . بعضى از سيره نويسان مىگويند مقصود پيمان حلف الفضول است ، چه پيمان حلف المطيبين پيش از عمر حضرت پيامبر بوده است ، و حلف الفضول نام پيمانى است كه براى يارى كردن يك ديگر و حق مظلوم را از ظالم گرفتن ميان خانواده‌هاى بنى هاشم و بنى مطلب و بنى اسد و بنى زهره و بنى تيم بسته شده است و ما اين موضوع را بطور مفصل در كتاب سنن آورده‌ايم . عباس بن عبد المطلب مىگويد به پيامبر گفتم آنچه موجب شد كه مسلمان شوم و به آئين تو در آيم معجزه‌يى بود كه در طفوليت از تو ديدم و آن اين است كه ميديدم تو با ماه در گهواره كه بودى راز و نياز مىكردى و با انگشت خود به آن اشاره مىكردى و بهر طرف كه اراده مىكردى ماه به آن طرف ميرفت پيامبر فرمود آرى من با ماه گفتگو داشتم و آن با من گفتگو مىداشت و مرا از گريه