تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
( 1 ) او گفت پس از يك سال ديگر بر گرد و اخبار محمد ( ص ) را بياور . سيف پيش از اينكه سال تمام شود در گذشت . عبد المطلب مىگفت اى مردم كسى از زيادى بخشش سيف بر من رشك نبرد زيرا مال رو به نيستى و نابودى است بلكه رشك شما بر آن چيزى باشد كه فخر و شرف آن براى من و قوم من پايدار خواهد بود و چون از او مىپرسيدند منظورت چيست ؟ مىگفت به زودى معلوم مىشود . اميه بن عبد شمس هم براى سيف اشعارى سروده است كه بعضى آن را نقل كرده‌اند ، اين حديث با اسناد ديگرى از كلبى از ابن عباس هم نقل شده است [ ( 18 ) ] .

استسقاء عبد المطلب بوجود آن حضرت و آياتى كه آشكار گرديد 31

: رقيقه دختر صيفى كه مادر مخرمه بن نوفل است و هم سن و سال عبد المطلب است مىگويد چند سال پياپى در مكه چنان قحط سالى و خشكى پيش آمد كه پوست بر استخوان چسبيد و استخوانها پوك گرديده روزى من با خواهرم كه از من كوچكتر بود با هم بوديم و نميدانم آيا خواب ديدم يا در بيدارى شنيدم سروشى به آواى درشت و خشن بانگ برداشته و مىگويد اى گروه قريش اين پيامبر ميان شما برانگيخته مىشود و ظهور او نزديك است ، منتظر خير و بركت و فراوانى نعمت باشيد ، بنگريد به مردى از خودتان كه بلند بالا و سپيد چهره و استخوانى و داراى بينى برجسته و در عين حال زيباست . و داراى شرف و فخرى است كه او را از انجام كار زشت باز ميدارد و روش او مايهء راهنمائى است . بهر حال او فرزندش آماده شوند . و از هر قبيله مردى با فروتنى پيش او رود پس از اينكه خود را شستند و بوى خوش به كار بردند ، حجر الاسود را استلام كنند و هفت مرتبه گرد كعبه طواف كنند ، آنگاه به ابو قبيس بالا روند و آن مرد از خداى طلب باران كند و ديگران آمين گويند ، ميان ايشان كسى است كه پاك و پاكيزه است ، اگر مىخواهيد بهره‌مند گرديد و به آب و سبزه برسيد اين كار را انجام
هامش
[ ( 18 - ) ] در اين روايت سيف را امير حبشه دانسته است كه ظاهرا اشتباه است و سيف از ملوك يمن است و در دو سالگى پيامبر آمنه را نيز زنده بوده است .